نرگس محمدی به یاری بدحجابان آمد!


معیار و میزان حجاب در آیات قرآن آمده است، و ایشان که خود را یک فرد مسلمان می داند چطور آن را نمی داند و از وزیر کشور می خواهد برایش توضیح بدهد خداوند در سوره نور آیات ۳۰و ۳۱ و آیات ۵۳و ۵۹ سوره احزاب مشخص نموده است، اما برداشت فعلی حجاب در کشور کاملا شخصی است.

 

نرگس محمدی نویسنده فتنه گر و نایب رئیس گروهک کانون مدافعان حقوق بشر در نامه ای به وزیر کشور از برخورد قانونی و شرعی ماموران نیروی انتظامی نسبت به بدحجابانی که قصد ورود به کنسرت موسیقی برج میلاد داشته اند گلایه نموده است.
به
در این نامه خانم محمدی با تشریح وضعیت حجابی متناسب با عرف جامعه!! حق برخورد را از مامورین سلب می کند و با موضعی کاملا نخ نما شده نسبت سن ماموران آن را بهانه ای برای عدم برخورد با خودش تشخیص می دهد و با مانور بر آن صلاحیت تذکر دهنده گان را دست مایه ای برای فرار از رفتار فرا قانونی اش می کند. 

معیار و میزان حجاب در آیات قرآن آمده است، و ایشان که خود را یک فرد مسلمان می داند چطور آن را نمی داند و از وزیر کشور می خواهد برایش توضیح بدهد خداوند در سوره نور آیات ۳۰و ۳۱ و آیات ۵۳و ۵۹ سوره احزاب مشخص نموده است، اما برداشت فعلی حجاب در کشور کاملا شخصی است. قطعا استفاده از رنگها و تنوع در پوشش جای بحث و محلی برای طرح شکایت نیست اما قاعده و قانونی که عرف جامعه اسلامی ما نمی پسندد، دقیقا رفتاری را از برخی به نمایش می گذارد که حکایت از نوعی ایفای نقش، در سناریوی دشمنان دارد. 

پوشیدن جوراب شلواری چسبناک که به ساپورت مشهور شده است که از بی حجابی کامل، گاها تاثیر  منفی تری بر آرامش و امنیت روانی جوانان! می گذارد آیا مصداق جرم نیست؟ اینکه پوششی که تنگ نیست را بهانه نماییم تا اصل یک حقیقت یعنی امر به معروف را زیر سوال ببریم خود کار شکنی محسوب نمی شود؟ 

البته دفاع بی حد و حرص خانم محمدی از دختران و زنانی که مورد تذکر واقع می شوند با تعبیر برخورد بد با حرمت ایرانیان! جای سوال دارد؟ هرچند که محتمل است شاید برخی ماموران به دلایل مختلف در شرایط و زمان هایی خاص برخورد های مناسبی نداشته باشند، اما خانم محمدی باید به این سوال پاسخ دهند برخورد با جرائم سازمان یافته ای که هنجارهای جامعه را هدف گرفته اند و برای ترویج بی عفتی و بی حیایی سازمان یافته اند را چگونه تعبیر به حرمت ایرانی کرده اند؟ 

این روزها بحث بی حجابی در جامعه اسلامی ایرانیان نیاز به توضیح اضافه نخواهد داشت زیرا با یک نگاه به تفرجگاه های کشور به خوبی میزان آن نمایان است و این بی عفتی و بی حیایی اگر قرار باشد رها شود به کجا می انجامد؟ اینک که دایره امر به معروف و نهی از منکر تنگ نشده است و با تذکر همراه است وضعیت اینگونه است و دخترانی که بر موج بی حیایی سوار شده اند قائل به حفظ و شان و عفت جامعه نیستند.

بنا بر این گزارش، خانم محمدی که با افتخاراتی همچون فعال حقوق بشر و نایب رئیس گروهک کانون مدافعان حقوق بشر، ژستی روشنفکرانه می گیرد به صورتی واضح از حقوق دیگر شهروندان که مذهبی اند و از این محیط نا به هنجار ناراحت اند می گذرد و رسما حقوق طبیعی این افراد را نادیده می گیرد! و بر رفتار قبیله گرایی که از این جریانات سراغ داریم به تامین خواسته های هم حزبی هایشان می پردازند.

شهید مطهری در کتاب حجاب در مورد برخی ها که حجاب را قبول نداشتند و برهنه گی و بدحجابی را حق هر انسان و از آن تعبیر آزادی می کردند می گوید: اگر برهنه گی تمدن بود، حیوانات متمدن تر بودند.

بحث این روزهای جامعه مذهبی کشور نوع حجاب نیست، البته که حجاب معطوف به چادر نیست اما آنچه که امروز در برخی دختران و زنان ایرانی مشاهده می شود مصداق بارز بد حجابی است که قطعا باید با آن برخورد شود هرچند این برخورد اتفاقا باید با افراد تاثیر گذار صورت بپذیرد که به نوعی الگوی جامعه اند،  هنرمندان، بازیگران، نویسندگان و برخی سیاسیون که عادت دارند با تابو شکنی، قبح یک گناه را در جامعه به حمایت طرفداران شان بشکنند.


                                            قانون حجاب و عفاف درست اجرا شود

رئیس مجلس گفت: به صرف گفتن اینکه افراط و تفریط نباشد، تعریف جامعی از عدالت ارائه نکرده‌ایم، در واقع عدالت به معنای رشد متوازن افراد و جامعه است.

خبرگزاری فارس: باید از اعتدال تعریف جامعی داشته باشیم/قانون حجاب و عفاف درست اجرا شود

علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی صبح امروز چهارشنبه در بیست و دومین گردهمایی ائمه جمعه سراسر کشور که در مجتمع آدینه تهران برگزار شد،‌ تعامل مجلس با ائمه جمعه را مطلوب ارزیابی کرد و تاکید کرد این تعامل و رابطه خوب بایستی تداوم یابد.

وی اضافه کرد: با بردباری و حلم آقای تقوی (رئیس شورای سیاست‌گذاری ائمه جمعه) بسیاری از مسائل مربوط به ائمه جمعه حل شد اما باید به این نکته توجه کرد که مسائل مربوط به این بخش بایستی همواره مدنظر قرار بگیرد. 

رئیس مجلس در بخش دیگری از سخنان خود در بیان تعریفی از اعتدال گفت: اعتدال یعنی همه افراد و البته جامعه متوازن رشد کند، افراط و تفریط در خروج از این جاده رخ می‌دهد؛ در سال‌های پس از انقلاب افراط و تفریط‌هایی داشتیم و برای رخ ندادن آن باید با حلاجی گذشته به پیش برویم.

لاریجانی در همین زمینه خاطرنشان کرد: اینکه در بحث اعتدال بگویید افراط و تفریط نباشد تعریف سلبی کرده‌اید و این تعریف کفایت نمی‌کند، در واقع باید تعریف جامعی از اعتدال داشته باشیم.

وی از لزوم توجه به یک نگاهی جامع در زمینه رشد کشور سخن گفت و افزود: برای سامان دادن مسائل در کشور باید تولیت حاکمیت با همکاری ائمه جمعه مسائل را به پیش ببرند.

رئیس مجلس شورای اسلامی نقش ائمه جمعه را در هدایت جامعه پراهمیت توصیف کرد و خطاب به آنها گفت: شما امروز در جایگاهی هستید که هم مومنین و هم مسئولان به شما توجه دارند، در واقع ائمه جمعه، هم نیاز معنوی مردم را پاسخ می‌دهند و هم جامعه را نصیحت می‌کنند که این نصایح می‌تواند برای افراد مطلوب باشد.

وی ادامه داد: نقش ائمه جمعه در هدایت جامعه در همه دوران‌ها وجود دارد و به دوره‌ای خاص محدود نمی‌شود. البته تغییرات در کشور نیز روی آن تاثیری نمی‌گذارد زیرا با انتخابات‌ها در کشور انقلاب رخ نمی‌دهد بلکه انتخابات به معنی گردش نیروهاست.

رییس مجلس شورای اسلامی بخش بعدی سخنان خود را به سبک زندگی اختصاص داد و با بیان اینکه یکی از موضوعات دارای اهمیت که باید با کمک تمامی بخش‌ها دنبال شود طریقه زندگی است، تصریح کرد: سبک زندگی باید در سرشت جامعه شکل بگیرد.

وی نقش ائمه جمعه را در نهادینه شدن سبک زندگی اسلامی و ایرانی مهم عنوان کرد و اظهار داشت: در تمامی دوره‌ها کشورهای تمدن‌ساز به سبک زندگی توجه داشته و دارند و در واقع این کشورهای بی‌ریشه‌اند که به سبک زندگی بی‌توجهند؛ البته کشورهای بی‌توجه به سبک زندگی دچار صدمه شده و هویت خود را از دست می‌دهند.

لاریجانی با اشاره به نقش رسانه‌ها در زندگی امروز بشر، از لزوم توجه و پرداختن به سبک زندگی سخن گفت و تاکید کرد که توجه به طریقه زندگی برای کشورهای دارای قابلیت فرهنگی، اهمیت فراوانی دارد.

رئیس مجلس مقصود از سبک زندگی را اینگونه بیان کرد: «راه و رسم‌هایی که انسان‌ها باید در زندگی فردی و اجتماعی خود به آن توجه کنند».

لاریجانی در همین زمینه تصریح کرد: مدل طراحی شده برای سبک زندگی باید قابل درک باشد، در واقع سبک زندگی یک امر صرفا نظری نیست؛ برای کشوری مانند ایران که دارای ریشه‌های عمیق فرهنگی است، باید اقدامات لازم در راستای طراحی و دنبال کردن سبک زندگی در دستور کار ویژه قرار بگیرد.

لاریجانی ادامه سخنان خود را به بیان شاخصه‌های سبک زندگی اختصاص داد و گفت: در سبک زندگی کارکردهای مرتبط با رفتارهای اجتماعی مشخص شده است؛ ما در سبک زندگی به دنبال تعریف انسان کامل نیستیم بلکه باید قابلیت‌های تسری به کل جامعه را تعریف کنیم.

وی میانه‌گزینی و توجه به جنبه‌های مختلف مسائل را از دیگر شاخصه‌های سبک زندگی دانست و افزود: در هر سبک زندگی باید به میانه‌گزینی و جمع ابعاد مختلف توجه کنیم تا سبک زندگی تمامی افراد جامعه را در بربگیرد زیرا اگر فقط عده‌ای خاص را شامل شود همه جانبه نیست و در واقع سبک زندگی محسوب نمی‌شود.

رئیس مجلس شورای اسلامی فراگیری را سومین و آخرین شاخصه برای سبک زندگی برشمرد و اظهار داشت: سبک زندگی باید با یک درک عمیق طراحی شود و در واقع باید چنان روان باشد که همگان بتوانند با آن ارتباط لازم را برقرار کنند.

لاریجانی گفت:‌ وقتی در خصوص سبک زندگی سخن می‌گوییم باید توجه کنیم که این مسئله یک حلقه و رابطه‌ای بین اندیشه و نظر و همچنین زندگی عملیاتی برقرار کند، در واقع سبک زندگی باید ملموس باشد تا در جامعه اثربگذارد.

وی ادامه داد: در سبک زندگی باید به جلوه‌های زیبایی توجه کرد، در واقع زمانی که درباره سبک زندگی سخن می‌گوییم باید به زیبایی‌های مرتبط به آن توجه کنیم تا گیرایه‌های لازم را داشته باشد.

رئیس مجلس شورای اسلامی جامع و منعطف بودن را دو ویژگی دیگر سبک زندگی عنوان کرد و افزود: جامع بودن به این معنی است که سبک زندگی باید تمام ابعاد فکری و اجتماعی را دربربگیرد، منعطف بودن نیز به این معنی است که باید با قابلیت‌ها و شرایط روز منطبق باشد.

نماینده مردم قم در مجلس با بیان اینکه سبک زندگی باید به جامعه الگو دهد اما این اقدام صرفا نظری نیست، تصریح کرد: سبک زندگی از یک فلسفه حیات متاثر است، حتی کسانی که تلاش می‌کنند دین، عرفی شود، برای فلسفه حیات یک سبک زندگی قائلند.

لاریجانی با اشاره به اینکه جامعه ما دینی است و قطعا باید به فلسفه حیات و سبک زندگی متاثر از آن توجه شود، اظهار داشت: بدون توجه به فلسفه زندگی نمی‌توان سبک زندگی درست کرد،‌ شرایط امروزی جامعه ما از نگاه‌های اسلامی و توجه به برخی نگاه‌های دیگر شکل گرفته که همین موضوع مشکلاتی را پدید آورده است.

وی اضافه کرد: در تئوری فلسفه زندگی اجتماعی، سلامت، محور کار است، ‌در واقع در نگاه اسلام مادیات باید وسیله‌ای برای گسترش معنویات باشد که موارد اینچنینی در شکل‌گیری سبک زندگی مورد توجه قرار می‌گیرد.

رئیس مجلس با بیان اینکه در سبک زندگی باید زندگی متعارف جامعه و وضع معتدل را مدنظر قرار داد،تصریح کرد: باید در این مباحث از اعتدال تعریف درستی داشت، این که در بحث اعتدال گفته شود افراط و تفریط نباشد، تعریف به سلب است در حالی که تعریف ما در این زمینه باید ایجابی باشد؛ تعریف سلب کفایت نمی‌کند و باید تعریف جامعی از عدالت ارائه کرد.

وی با تاکید بر اینکه اعتدال در تفکر اسلامی یعنی تک ارزشی نبودن،‌ اظهار داشت: اعتدال به معنای رشد همه ارزش‌هاست، در بحث عدالت رشد متوازن ارزش‌ها مدنظر است و انسان معتدل بر اساس این نگاه کسی است که ارزش‌ها به طور متوازن در وی رشد می‌کند.

لاریجانی در همین زمینه خاطرنشان کرد: صرف گفتن اینکه افراط و تفریط صورت نگیرد، تعریف جامعی از اعتدال ارائه نشده است، یعنی اگر بحث عدالت را مطرح می‌کنیم باید به رشد متوازن در همه ارزش‌ها توجه کنیم.

وی جامعیت را یکی از مسائل مهم در طراحی سبک زندگی دانست و گفت: سبک زندگی باید همه ابعاد سیاسی و اجتماعی را در بربگیرد و اینگونه نباشد که فقط به اموری خاص محدود شود؛ به طور مثال در زمان دوم خرداد ایدئولوژیک بودن را مسخره می‌کردند و سیاست خارجی مبتنی بر ایدئولوژی را به سخره می‌گرفتند که این اقدامات از سر فهم نبود.

رئیس مجلس شورای اسلامی در ادامه از مسلکی بودن سخن گفت و با بیان اینکه انسان باید هدف‌دار زندگی کند، هدف‌دار بودن را مهمترین مسئله در زندگی بشر عنوان کرد.

لاریجانی اضافه کرد: جامعه‌ای که می‌خواهد سرافراز باشد باید مسلکی باشد و با نگاه به ایدئولوژی رشد کند؛ ‌امروز بسیاری از جوانان ما مسلکی هستند و به اعتقاد خود ایستاده‌اند و اگر اعتراضی هم کنند،‌ارزشمند است البته ممکن است این اعتراض کامل نباشد اما به دلیل مبتنی بودن بر ایدئولوژی مثبت است.

وی در همین زمینه گفت: مسلکی بودن و حرکت بر مبنای ایدئولوژی موضوعی نیست که با انتخابات تغییر کند و در واقع پایه زندگی است به همین دلیل باید این نگاه را در جامعه گسترش داد. زیرا انسان موفق یک انسان مسلکی است.

رئیس مجلس شورای اسلامی به لزوم رعایت مسائل مرتبط با سلامت فردی و اجتماعی سخن گفت و با بیان اینکه سلامت فردی و اجتماعی به یکدیگر مرتبط است، خاطرنشان کرد: باید در مسائل به نگاه دینی نیز توجه کرد تا بتوان جامعه را به صورت اسلامی رشد داد.

لاریجانی در بیان مثالی مرتبط با مباحث فوق گفت‌: رعایت نگاه دین در شهرسازی لازم است به طور مثال مسکن مهر درست می‌کنیم اما امکانات معنوی در آن لحاظ نمی‌کنیم که این غلط است.

وی با بیان اینکه سال‌ها پیش دنبال این بودم که قبور شهدا میان مردم باشد، گفت: در غرب قبرستان‌ها را خارج از شهر درست می‌کنند تا مردم از توجه به اخلاقیات در زندگی غافل شوند که نباید این موضوع در کشور ما حادث شود.

رئیس مجلس شورای اسلامی اضافه کرد: سال‌ها پیش بحث تدفین شهیدی را در شهر دنبال می‌کردیم یکی از آقایان در محیط زیست گفت که این اقدام مشکل محیط زیست ایجاد می‌کند، آیا چند استخوان مشکل محیط زیست دارد!

لاریجانی در بخش بعدی سخنان خود از اختصاص بودجه به مراکز دینی سخن گفت و اظهار داشت: مجلس شورای اسلامی در این زمینه گام‌های محکمی برداشته است اما بایستی اقدامات جدی‌تری صورت گیرد.

وی اضافه کرد: امروز هر شهری که در آن حوزه علمیه فعال و قوی احساس می‌شود شرایط فرهنگی تغییر می‌کند و این نشان از اهمیت و جایگاه مراکز دینی دارد.

رئیس مجلس دولتی شدن را یک آسیب برای روحانیت دانست و ادامه داد: حتی در جمهوری اسلامی هم نباید روحانیون را دولتی کنیم. البته استقلال روحانیت باید حفظ شود اما این استقلال به این معنی نیست که دیگران نباید وظایف خود در قبال حوزه‌های علمیه را انجام دهند.

لاریجانی با اشاره به اظهارات حجت‌الاسلام قرائتی مبنی بر اینکه همه پول‌های هزینه شده برای مراکز دینی به اندازه یک دانشگاه هم نیست، اظهار داشت: آقای قرائتی که خیلی شیرین سخن می‌گوید این مطلب را بیان کردند البته وی به درستی به این موضوع اشاره کردند؛ دانشگاه‌ها باید توسعه پیدا کنند تا دانش توسعه پیدا کند اما باید به همان اندازه به حوزه‌های علمی و مراکز دینی نیز توجه کرد.

وی به برخی از مشکلات امروزی فرهنگ کشور اشاره کرد و در بیان مثالی در این زمینه گفت: استان‌های مازندران و گیلان در همین ایام تعطیل مسافران زیادی به خود می‌بیند اما برخی از مسافران تمام زباله‌های خود را در سطح شهرهای این استان رها می‌کنند که این غلط است؛‌در واقع برخی از مسائل فرهنگی در کشور ما مورد غفلت واقع شده و به همین دلیل شاهد برخی آسیب‌های فرهنگی هستیم.

لاریجانی با بیان اینکه نباید از فرهنگ بومی غفلت کنیم خطاب به ائمه جمعه که رؤسای شوراهای فرهنگ عمومی نیز هستند، گفت: ائمه جمعه مباحث مرتبط با فرهنگ عمومی را مدنظر قرار داده و به صورت جدی دنبال کنند.

وی در همین زمینه پیشنهاد کرد شوراهای فرهنگ عمومی با همکاری رسانه‌ها و بخش‌های اجرایی ستادهایی را ایجاد کنند تا برنامه‌های مرتبط با این بخش را به صورت جدی دنبال کنند.

رئیس مجلس شورای اسلامی افزود: ‌اگر می‌خواهیم برخی از ارزش‌ها تغییر کند باید شرایط کشور به صورت گسترده و هماهنگ تغییر کند،‌در واقع باید با برنامه هدفمند و همه جانبه عمل کرد.

لاریجانی پس از پایان یافتن اظهارات خود و در پاسخ به سؤالی در خصوص معاف کردن مصلا‌ها از پرداخت هزینه‌های انرژی گفت: این زمینه مورد غفلت واقع شده است که در بودجه سال 93 آن را لحاظ خواهیم کرد، البته آقای تقوی (رئیس شورای سیاستگذاری ائمه جمعه) در زمان بررسی بودجه طی نامه‌ای این مسئله را یادآوری کنند.

وی در پاسخ به سؤال دیگری در خصوص رابطه نمایندگان با مسئولان اجرایی گفت: در این زمینه قانون وجود دارد و هر کدام از بخش‌ها وظیفه خاص خود را دنبال می‌کند، البته وجود تعامل در این زمینه مطلوب است اما هر بخش وظایف خود را دنبال می‌کند.

رئیس مجلس شورای اسلامی در پاسخ به سؤال دیگری مبنی بر اینکه مجلس شورای اسلامی با ارائه طرحی با بدحجابی مقابله کند، گفت: مبارزه با بدحجابی دارای یک قانون جامع است که شورای عالی انقلاب فرهنگی آن را به تصویب رسانده که همین قانون باید اجرا شود.

لاریجانی خواستار اجرای صحیح قانون عفاف و حجاب شد و اظهار داشت: باید نظارت‌های لازم اعمال شود تا صاحب اجرای درست این قانون باشیم.


                    دادگاه رسیدگی به شکایت زن آمر به معروف برگزار شد, اظهار پشیمانی متهم

دادگاه ضارب زن آمر به معروف تهرانی امروز برگزار شد؛ در این جلسه متهم از تعرض به یک بانوی چادری اظهار پشیمانی کرد.

خبرگزاری فارس: دادگاه رسیدگی به شکایت زن آمر به معروف برگزار شد/ اظهار پشیمانی متهم

یک منبع آگاه  اظهار داشت: دادگاه دومین زن آمر به معروف تهرانی امروز ساعت ۱۰ صبح در شعبه 1147 برگزار شد.

وی درباره جزئیات این جلسه گفت: خانم فراهانی، آمر به معروف به عنوان شاکی توضیحات خود را در این جلسه اعلام کرد و خانم‌ متهم هم که به این بانو تعرض کرده بودند در جلسه دادگاه حضور داشت.

این منبع آگاه افزود: خانم متهم در جلسه دادگاه به خاطر تعرض به این بانوی چادری اظهار پشیمانی کرد و قرار شد رضایت شاکی را جلب کند.

وی ادامه داد: جلسه دادگاه برای ادامه بررسی‌ها تمدید شد و احتمالاً یک ماه آینده جلسه بعدی برگزار می‌شود که در این فاصله متهم می‌تواند تلاش کند تا رضایت شاکی را به دست آورد.

ماه رمضان امسال با فاصله یک روز از هتک حرمت به دختر چادری آمر به معروف در منطقه پونک، یک زن چادری همراه با فرزند 3 ساله‌اش در محله خانی‌آباد تهران مورد ضرب و شتم یک بدحجاب قرار گرفت.

24 تیرماه یعنی تنها پس از گذشت یک روز از ماجرای خانم شمس، معصومه فراهانی، زن چادری دیگری در محله خانی‌آباد تهران، مورد ضرب و شتم یک زن بدحجاب قرار می‌گیرد. ماجرایی که جزئیات آن را خانم فراهانی توضیح می‌دهد.

شرح ماجرا را این طور آغاز کنیم که 24 تیرماه است و شما پس از اقامه نماز در مسجد به همراه فرزند 3 ساله خود، راهی منزل خود در محله خانی‌آباد می‌شوید، در مسیر، چه اتفاقی برای شما رخ می‌دهد؟

فراهانی: من روزه بودم و برای اقامه نماز و صرف افطار، همراه با فرزند 3 ساله‌ام به مسجد رفتیم ساعت تقریباً 10 شب بود در مسیر که داشتم می‌آمدم داخل کوچه 2 نفر خانم را دیدم که روسری‌های خود را دور گردنشان انداخته بودند و داشتند به سمت ماشینشان می‌رفتند، ظاهرشان تعجب آور بود، اول سعی کردم با نگاه هشداردهنده، باعث شوم که حجابشان را رعایت کنند اما آنها نگاه طلبکارانه‌ای را تحویل من دادند، در مرحله بعد سعی کردم یادآوری کنم که آنها در کجا زندگی می‌کنند و فقط خطاب به آنها گفتم «ببخشید خانم‌ها آیا اینجا ایران نیست؟» جواب دادند که « ایرانه که ایرانه!» گفتم « به نظر شما نباید حداقل، تابع قوانین کشوری باشیم که در آن زندگی می‌کنیم؟» اما دیگر جواب این سوالم را ندادند و به جای آن مشت‌هایی بود که نثارم می‌کردند.

  در حالی که بچه، همراه شما بود این اتفاق رخ داد کسی در کوچه نبود که به کمک شما بیاید یا حداقل، فرزند شما را از این صحنه دور کند؟

فراهانی: اول که یکی از آنها دستهایم را گرفت و نفر بعدی با مشت به سر و صورتم می‌زد بچه‌ام کاملاً شاهد ماجرا بود و داشت زهره ترک می‌شد تا اینکه آقایی متدین آمد و فرزندم را بغل کرد و از ما کمی فاصله گرفت و بعد از آن، اوباش دور ما حلقه زدند و از آن بدحجاب‌ها پشتیبانی می‌کردند. در مقابل نیز بسیجی‌های محل به کمک من آمدند و من را از دست آنها نجات دادند.

یعنی شما ایستادید تا آنها شما را با مشت‌هایشان، سیاه و کبود کنند و عکس‌العملی نشان ندادید؟

فراهانی: من خودم رزمی‌کار هستم اما چون هدف من دعوا با این افراد نبود و می‌خواستم امر به معروف کنم هیچ استفاده‌ای از توان بدنی خودم نکردم. من می‌خواستم در ماه مبارک رمضان، فقط به آنها یک گوشزد کوچکی داشته باشم که آن هم، زبانی بود.

این اتفاق، در همان کوچه، فیصله پیدا کرد؟

فراهانی: نه با کمک بسیجی‌های محل به کلانتری خانی‌آباد رفتیم اما حامیان آن خانم‌ها تلاش می‌کردند که من به خاطر کتک‌هایی که خورده‌ام رضایت بدهم ولی من شکایت کردم چون حرکت آنها غیرمنصفانه بود.

بعد از شکایت چه اتفاقی افتاد؟

فراهانی: من به پزشک قانونی رفتم و در آنجا نیز میزان لطمه‌ای را که خورده بودم ثبت شد و آن خانمی هم که بنده را مورد ضرب و شتم قرار داده بود و صورتم را به شدت، کبود کرده بود یک شب بازداشت شد و تنها با گذاشتن یک قبض برق منزل به عنوان وثیقه، آزاد شد در حالی که در خودروی این خانم، انواع سلاح سرد وجود داشت و از سوی دیگر نیز کاملاً در کوچه، کشف حجاب کرده بود، دو موضوعی که دو اتهام مجزا محسوب می‌شدند.

در حال حاضر اوضاع روحی و جسمی شما و فرزندتان چطور است؟

فراهانی: فرزندم که هنوز از دیدن صحنه آن شب، به شدت مضطرب است خودم هم چون به نفس کاری که انجام داده‌ام ایمان دارم صدمات آن را می‌پذیرم هنوز کبودی‌های مشت‌های آن زن بدحجاب را هر روز با خودم در کوچه و خیابان‌های این شهر شلوغ می‌برم اما نمی‌گذارم امر به معروف و نهی از منکر در این شهر بمیرد.


افراد بی‌حجاب از حجت عقل استفاده نمی‌کنند

مشاور امور خانواده در مرکز زنان ریاست‌جمهوری گفت: افراد بی‌حجاب و کسانی که به سمت این افراد کشیده می‌شوند از حجت عقلانی استفاده نمی‌کنند و سوء‌ظن شدید جدی ترین پیامد بی حجابی است.

خبرگزاری فارس: افراد بی‌حجاب از حجت عقل استفاده نمی‌کنند/ سوء ظن شدید جدی‌ترین پیامد بی‌حجابی

صدیقه سلیمانی  اظهار داشت: افراد بی‌حجاب و بد‌حجاب از نظر روانشناسی افرادی هستند که احساس خود ارزشمندی در آنها کاهش پیدا کرده و ارزش‌های درونی و حقیقی خود را کم می‌بینند. از این رو برای پرکردن این خلاء به سمت آرایش و زیبایی ظاهر روی می‌آورند که این ارزش‌ها کاذب است.

وی مهمترین پیامد بی‌حجابی را سوء ظن شدید نسبت به آنها دانست و گفت: افرادی که در مسیر نادرست  قرار می‌گیرند احساس آرامش نداشته و از پیامدهای بعدی آن که افسردگی و بدگمانی در زندگی آینده است رنج می‌برند.

این مشاور خانواده با ذکر اینکه سوء‌ظن از جمله حاد‌ترین مسائلی است که در مشاوره ازدواج هم بین خانم‌ها و هم آقایان دیده می‌شود، تاکید کرد: وقتی سوء ظن در روح فرد رخنه می‌کند نسبت به جنس مخالف بی‌اعتماد شده و فرد در زندگی خود با مشکل مواجه می‌شود.

وی ادامه داد: وقتی یک شخص در زندگی با ناکامی مواجه می‌شود اختلالات روحی و روانی در فرد پدید می‌‌آید و به افسردگی، نداشتن موفقیت در شغل و تحصیل منجر می‌شود. چنین افرادی نگاهشان به زندگی منحرف شده است و از دریچه نادرستی به زندگی نگاه می‌کنند.بی‌حجابی و بدحجابی نیز از جمله نگاه‌های نادرست افراد به زندگی است که معمولاً کسانی که عزت‌نفس پایین دارند به آن دچار می‌شوند.

سلیمانی با اشاره به بیانات مقام معظم رهبری در این مسئله یادآور شد: وقتی مقام معظم رهبری از بصیرت یاد می‌کنند یعنی دیدن عمق و در نظر گرفتن همه جانبه مسائل. بنابراین وقتی افراد با موارد ظاهری روبه‌رو می‌شوند اگر در انتخاب خود از عقلانیت استفاده کنند می‌توانند عکس‌العمل مناسبی را اتخاذ کنند اما برعکس زمانی که هوس لحظه‌ای را در نظر نگرفته و حجت عقل را فراموش کنند مشکلاتی برایشان پیش می‌‌آید که هم متوجه خودش می‌شود و هم خانواده او را متأثر می‌کند.

مشاور امور خانواده با ذکر اینکه افراد بی‌حجاب و بدحجاب و کسانی که به سمت این گونه افراد کشیده می‌شوند از عقل استفاده نکرده‌اند گفت: نقش عقل در زندگی خانوادگی بسیار جدی است و وقتی دو طرف به این مسائل گرایش پیدا می‌کنند یعنی هر دو با ضعف عقلانی مواجه هستند.


تشدید برخورد پلیس با شهروندان تهرانی به دلیل نوع پوشش

خبرگزاری مهر گزارش داده که سرتیپ اسماعیل احمدی‌مقدم، رئیس پلیس ایران، دستور داده برخورد با شهروندانی که پوشش مناسب ندارند تشدید شود.

به گزارش مهر، پلیس تهران از روز گذشته اقدامات ویژه‌ای را برای اجرای این دستور اجرا کرده و از جمله ماموران خود در مراکز پر رفت و آمد شهر تهران را افزایش داده و سختگیری را بیشتر کرده‌اند.

روز گذشته شماری از کسانی که می‌خواستند به کنسرتی در برج میلاد، در شمال غربی تهران بروند به دلیل نوع لباسی که به تن داشته‌اند بازداشت شده‌اند.

مقام‌های جمهوری اسلامی که پیشتر از عنوان "بد حجابی" برای توصیف نوع پوششی که مورد انتقادشان بود استفاده می‌کردند، اخیرا از عنوان "بد پوششی" برای آن استفاده می‌کنند.

تمرکز برخوردهای امنیتی با پوشش شهروندان بر پوشش دختران جوان است، اما پلیس با پسران هم برخورد می‌کند

برخورد با زنان و دخترانی که شلوار "ساپورت"، نوعی شلوار چسبان، می‌پوشند از جمله سیاست‌های طرح جدید است.

برخی رسانه‌های محافظه‌کار اخیرا درباره استفاده دختران، به ویژه دختران تهرانی، از این نوع شلوارها هشدار داده و آن را "غیراسلامی" خوانده‌اند.

چند سال پس از انقلاب ۵۷ ایران و به دنبال بسته شدن فضای سیاسی و اجتماعی توسط مقام‌های جمهوری اسلامی، زنان ایرانی مجبور شدند از پوششی که توسط حکومت مناسب و همخوان با باورهای اسلامی تلقی می‌شد استفاده کنند.

محدودیت نوع پوشش، مردان را نیز شامل می‌شده است.

در سال‌های اخیر پوشش شهروندان ایرانی دگرگونی‌های بسیاری داشته که نارضایتی بخش‌های سنتی و محافظه کارتر حکومت را برانگیخته است.

از سال ۱۳۸۶ طرحی با عنوان "ارتقای امنیت اجتماعی" در ایران اجرا می‌شود که در آن پلیس پوشش و روابط اجتماعی شهروندان را زیر نظر می‌گیرد و در مواردی که صلاح می‌داند با تذکر و اخطار و یا بازداشت افراد وارد عمل می‌شود.


ماراتن حجاب و بدحجابی درفضای مجازی


هجوم گسترده «ساپورت‌»ها به شهرهای بزرگ از یک سو و تبلیغ گسترده آن در فضای مجازی از سوی دیگر شرایطی را به وجود آورده است که گویی ماراتن حجاب و بدحجابی در فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی آغاز شده است.

این روزها وقتی در خیابان قدم می‌زنیم با پوشش‌هایی مواجه می‌شویم که هیچ قرابتی با حیا و عفاف ندارند. صرف نظر از اینکه حجاب یک واجب الهی است،‌ اما برخی افراد فکر می‌کنند که رعایت حجاب و عفاف یک موضوع فردی است و ربطی به حقوق شهروندی ندارد، حال آنکه وجوب رعایت حجاب برای زنان و مردان بیشتر یک حکم اجتماعی است تا تعبد فردی.

بارها و بارها در آیات نورانی قرآن کریم به رعایت حجاب اسلامی اشاره شده است و یکی از بدیهیات دین اسلام شمرده می‌شود، بنابراین بر یکایک شهروندان جامعه اسلامی واجب است که با رعایت حد و حدود حجاب در اجتماع حاضر شوند.

امروز وضعیت حجاب در جامعه در سایه کم‌کاری 26 نهاد مسئول و عرضه افسارگسیخته ساپورت‌‌های رنگارنگ و تبلیغات وسیع برای اشاعه فرهنگ ساپورت‌پوشی با هجوم ملخ‌وار آن‌ها در شهرهای بزرگ این سؤال را در ذهن متبادر می‌کند که چرا مسئولان در برابر تهاجم فرهنگی و نرم دشمن بی‌تفاوت شده‌اند؟ هر چند که اقدامات سلبی بدون کار فرهنگی، اشاعه و ترویج فرهنگ حجاب و عفاف را زیر سؤال برده است.

در سایه تبلیغ وسیع تولیدکنندگان ساپورت و مانتوهای بدن‌نما در فضای مجازی، جوانان متعهد نیز بیکار ننشسته‌اند و به طرق و شیوه‌های جدید به امر به معروف و نهی‌ از منکر همت ‌گماشته‌اند:

 

در

در

در
در
در

در

در

گزارش «فرانس 24» از رواج ساپورت در ایران

سایت شبکه تلویزیونی "فرانس 24" در گزارشی به موضوع پوشیدن ساپورت در ایران پرداخت.

سایت شبکه "فرانس 24" در گزارشی با عنوان " حمله شلوارهای تنگ به تهران جنجال برانگیز شد" نوشت: شلوار ساپورت شلوار تنگ زنانه ای است که ایران را در بر گرفته است. مشکل آنجاست که این نوع از پوشش مورد تایید مقامات ایرانی نیست. آنها این نوع پوشش را بسیار دور از لباس اسلامی می دانند. زنانی که ساپورت بپوشند در معرض بازداشت هستند.


ظهور این شلوارها در ایران بحث و جدل هایی را نیز به همراه داشته است. بخشی از محافظه کاران صفحه ای را در فیس بوک با عنوان "از ساپورت بدم می آید" راه اندازی کرده اند.  این افراد معتقدند زنانی که این شلوار را به تن کنند چارچوب های اسلامی را رعایت نمی کنند.

همچنین این عبارت "حمله لشکر ساپورت ها به تهران" رواج بسیاری در میان محافظه کاران ایرانی داشته است.
یکی از کاربران و اعضای این صفحه می نویسد: تاریخ این لباس تنگ به زمستان 2012 باز می گردد زمانی که عروسک باربی در تهران با این لباس حاضر شد.

او ضمن ابراز نگرانی از گسترش ساپورت های رنگی در تهران گفت: زنان از هنگام انتخاب حسن روحانی به عنوان رئیس جمهور ایران در بهار گذشته، شجاع تر شده اند. روحانی به عنوان نمای معتدل حکومت ایران شناخته می شود.

در این گزارش آمده است: زنان در ایران به نرم کردن خطوط قرمز عادت کرده اند. بسیاری از آنها در لاک زدن به ناخن ها یا به پا کردن صندل تردید نمی کنند.

ایلی 27 ساله و در تهران زندگی می کند. او می گوید: 2 سال پیش به دلیل پوشیدن ساپورت دستگیر شدم. در منطقه ونک در حال گشت و گذار بودم و ساپورت مشکی به پا داشتم. یک زن از پلیس امنیت اخلاقی نزدیک من شد. از من پرسید چرا چنین لباسی را می پوشی؟ گفتم مگر ممنوع است؟ گفت: بله، دولت هم دستوری درباره این لباس صادر کرده است.

با دوستم تماس گرفتم و از او خواستم شلوار مناسبی را برای من بیاورد اما پلیس مانع این موضوع شد. آنها من را به پلیس بردند و با ساپورت از زوایای مختلف از من عکس گرفتند.

هم اکنون قیمت هر ساپورت در ایران بین 200 تا 400 هزار ریال معادل 4.5 تا 9 یورو است.  این در حالی است که قیمت هر شلوار جین حداقل یک میلیون ریال معادل 22 یورو است. بسیاری از زنان ترجیح می دهند به جای یک جین ، 5 ساپورت داشته باشند.

شلوار ساپورت امروزه با تقاضای زیادی در بازار روبه رو است.

تانیا 29 ساله در تهران زندگی می کند. او هم می گوید: قبل از این پوشیدن "بوت" (نوعی چکمه ساق بلند) هم ممنوع شده بود پس عجیب نیست اگر ساپورت پوشیدن هم با مشکل روبه رو شود.

وی می افزاید: ای کاش مقامات به جای اینکه وقت خود را با توقیف زنان به دلایل بیهوده سر می کردند به مشکلات روزانه مردم می پرداختند.

با این حال ، مخالفان این قبیل پوشش ها می گویند حفظ سلامت اخلاقی جامعه چیزی نیست که بتوان بدان بی اعتنا بود.

 

خانم اشراقی یا خمینی باش یا خاتمی

خانم زهرا مصطفوی دختر بزرگوار حضرت امام تعریف می‌کردند که تا آخرین لحظه زندگی امام،‌ همواره سفره محرم و نامحرم جدا بود.

خانم نعیمه اشراقی، زنی که از یک طرف دوست دارد خودش را به امام خمینی(ره) منسوب بداند و دیگران بگویند وی نوه امام است و از طرفی دوست ندارد نظریات امام خمینی(ره) را بپذیرد و با منسوب کردن خود به اصلاح طلب ها و خاتمی، حجاب که یکی از ضروریات دین اسلام و از اساسی ترین نظریات امام خمینی است را رد می کند.

 

ای کاش خانم اشراقی به این ضرب المثل قدیمی توجه بیشتری می کردند که "یا زنگی زنگ یا رومی روم". نمی شود بگویی نوه امام خمینی ام ولی...

 

بگذریم...

این روزها با حواشی که خواهران اشراقی برای نام امام خمینی(ره) ایجاد کرده، یاد کردن از سرکار خانم زهرا مصطفوی دختر بزرگوار حضرت امام می‌تواند غبار غمی که این روزها با دیدن این رفتارها بر دل عاشقان امام نشسته، بزداید.

 

آنچه در پی می‌آید بخشی از خاطراتی است که در طول سال‌های گذشته از خانم دکتر زهرا مصطفوی، یادگار گرامی حضرت امام سلام‌الله علیه نقل شده است:

امام نسبت به مسئله محرم و نامحرم و برخورد با نامحرم، بسیار مقید بودند. من حدوداً 11 سال داشتم و هنوز چادر چیت سر می‌کردم. آقای اشراقی (داماد اول امام) ما را دعوت کرده بودند و من همراه ایشان به مهمانی رفتم. آقای اشراقی باغچه‌ای داشتند که وسط آن معبری بود و آنجا دو سه تا صندلی گذاشته بودند که در آنها امام و آقای اشراقی روی صندلی نشسته‌اند. آن روز کسی در را باز کرد و خود آقای اشراقی به استقبال آمدند. ما به خاطر قضیه نامحرم بودن، جلوی شوهر خواهرها نمی‌آمدیم.

 

من یکه خوردم و از امام پرسیدیم: «سلام بکنم؟» امام گفتند: «واجب نیست». من چون خجالت می‌کشیدم با آقای اشراقی روبه‌رو بشوم و سلام نکنم، از مسیر خارج شدم و رفتم میان علف‌ها و گیاهان باغچه و از آن معبر نرفتم تا با ایشان روبه‌رو نشوم.

 

الآن هم منزل ما این‌طوری است که مردها و زن‌ها به خاطر مهمانی دور هم نمی‌نشینند؛ مگر به خاطر مراسم و مسائل جدی شرعی. بعد از انقلاب خود من در تلویزیون، سمینارها، سخنرانی‌ها و جلساتی که آقایان و خانم‌ها حضور داشتند، حضور فعال داشتم و امام هرگز نگفتند نروید و این کار را انجام ندهید، ولی در همان دوران اگر شوهر خواهرم می‌آمدند، این طور نبود که سفره زن‌ها و مردها یکی باشد. رفت‌وآمد بود اما مردها جدای از زنان در اتاق‌های مختلف پذیرایی می‌شدند.

 

* سفره محرم و نامحرم جدا بود

تا آخرین لحظه زندگی امام،‌ همواره سفره محرم و نامحرم جدا بود. یک بار مادرم به امام گفته بودند: «ما امشب منزل نفیسه خانم - دختر بزرگ آقای اشراقی - دعوت داریم». امام فکر کرده بودند که در منزل نفیسه خانم، همسرش و شوهر خواهرهایشان هستند و مرد و زن با هم هستند و به مادرم گفته بودند: «این مجلس، مجلس حرام است. شما می‌خواهید به مجلس حرام بروید؟»

 

مادرم گفته بودند: «همه به من محرم هستند.» امام گفته بودند: «به دخترها که محرم نیستند». مادر گفته بودند: من می‌روم که به همه مردها محرم هستم (دامادها و احمد). امام در این مورد بسیار دقت می‌کردند.


شرم و حيا عاملي براي حفظ حجاب

خصيصه حيا و شرم به طور طبيعي، در زن بيش از مرد وجود دارد.

به همين دليل است که زن فطرتاً و از روي طبع و غريزه، ميل به پوشش بدن خود در مقابل نامحرم دارد و از برهنگي دچار اضطراب مي‏شود...




شواهد فراواني در اسلام بر فطري و غريزي بودن حيا براي زن وجود دارند
و قرآن نيز به اين مطلب اشاره کرده است.

زنان به عنوان نيمي از پيکره جامعه نقش بسيار مهمي در ايجاد و گسترش عفّت،
پاک‏دامني و اخلاق در بين جوامع بشري دارند.

عفّت و حياي زن، که يکي از مهم‏ترين عوامل حفظ و بقاي عفّت عمومي است،
نه تنها در تمام اديان و مذاهب الهي مورد تأکيد قرار گرفته، بلکه افکار بشري نيز آن را مورد تأييد قرار داده‏اند.

از نظر اسلام، اهميت اين موضوع به حدّي است که برخي روايات
آن را «تمام دين» مي‏دانند.

در روايتي از پيامبر اکرم(ص) آمده که فرمودند:
حيا تمام دين است. امام علي(ع) نيز در مورد عفّت و پاکدامني مي‏فرمايند:
«عفّت و پاکدامني منشأ هر خيري است.»

به همين منظور، در تمام اديان و مذاهب آسماني،
قوانين گوناگوني براي حفظ و بقاي عفّت و حياي عمومي وضع شده‏اند،
که «حجاب» و پوشش زن از جمله آن‏هاست.

«حجاب»، که به معناي پوشيدن تمام بدن و زيبايي‏هاي ظاهري زن
در برابر مردان بيگانه است،

براي پيش‏گيري و مهار برخي گرايش‏ها و رفتارهاي خودنمايانه
و وسوسه‏ انگيز مي‏باشد.

.


حجاب در منظر شهید مطهری

 حفظ حجاب تدبیر خالق هستی برای پاسداری و نگهبانی عفاف بوده و به رشد عواطف و عشق در وجود آدمی و تحکیم روابط خانوادگی کمک می‌کند.

خبرگزاری فارس: حجاب در منظر شهید مطهری

 حجاب از موضوعاتی است که به دلایلی متعدد، امروزه در نگاه جهانی و به طور خاص در جوامع اسلامی و دینی مورد توجه قرار گرفته، به طوری که حتی معتقدان به حقانیت دستور حجاب را به کاوش و تأملی نو و بیشتر وا می‌دارد. در برخی مجامع - حتی به اصطلاح- برخوردار از دموکراسی دیده می‌شود که با حجاب به عنوان یک نماد از طرز تفکر دینی-اسلامی برخورد صورت می‌گیرد با آنکه ضرری برای دیگران نداشته و تنها در ظاهر، محدودیتی را برای فرد محجبه فراهم می‌آورد. توجه جهانی به صورت نفی یا اثبات به مسئله‌ی حجاب حاکی از اهمیت این موضوع است.

در نگاه دین‌مدارانه که دستورهای دین را عامل رشد، بالندگی و کمال انسانیِ افراد بشر می‌داند، حجاب به عنوان یک دستور دینی غیر از ثمرات اجتماعی، دارای برکات فردی نیز می‌باشد و این حجابِ ظاهر در اعماق روح، جان و فکر افراد تأثیرگذار است. حال این موضوع مهم را بر محور نگاه متفکر بزرگ قرن حاضر (استاد شهید مرتضی مطهری) از دو جهت مورد بررسی قرار می‌د‌هیم.

بی‌عفتی، علت مشکل جهانی روابط خانوادگی

استاد مطهری در آثار خود از جمله در کتاب «قیام و انقلاب مهدی(عجل‌الله‌تعالی)» نظر اسلام راجع به این که هم فرد اصالت دارد و هم جامعه را به خوبی تبیین می‌نمایند و بیان می‌دارند از آنجا که انسان موجودی اجتماعی است، تکامل او در دو جهت فردی و اجتماعی خواهد بود بنابراین رشد و تعالی فرد در جامعه و رشد و تعالی جامعه در فرد اثرگذار است. کوچک‌ترین نهادی که سازنده‌ی اجتماع است، خانواده می‌باشد که امروزه تزلزل جدّی آن در برخی جوامع موجب تزلزل آن در جوامع گردیده است و طبق مفاهیم قرآن، سنت الهی وقتی بر امری جریان داشته باشد دیگر فرقی نمی‌کند که درباره‌ی ملل مسلمان باشد یا غیر مسلمان.

بنابراین وقتی بی‌عفتی در سرد شدن و از بین رفتن روابط خانوادگی مؤثر باشد اگر خدای ناکرده ما نیز همان راه غرب را در این زمینه دنبال کنیم حصول آن نتیجه برای ما نیز قطعی خواهد بود، همان طور که به صورت محدود در خانواده‌هایی از اطرافمان تا حدودی شاهد این سنت الهی بوده‌ایم. اما به راستی سؤال اینجاست که چگونه عفت و حجاب با روابط خانوادگی ارتباط پیدا می‌کند؟ تبیین دقیق این مسئله ما را به لایه‌های عمیق‌تری از این دستور اسلامی رهنمون خواهد شد.

مفهوم‌شناسی عفاف

عفاف و عفت نزد اهل لغت به معنای خودداری و خودنگهداری از هرگونه امر نازیبا و ناپسند است و قلمروش آن قدر توسعه دارد که تمام اعضای ظاهری بدن و تمام قوای باطنی را فرامی‌گیرد. آن قدر تحقق این موضوع برای شکل‌گیری انسانیت فردی و سعادت اجتماعی ضرورت دارد که برای رسیدن به این هدف عالی، قرآن برنامه‌ی تربیتی گسترده‌ای را ارائه می‌دهد. بنابراین تحقق عفاف در فرد و جامعه، یک برنامه‌ی تربیتی همه جانبه است که دارای مراحلی می‌باشد و تا ایجاد آن طبق دستور قرآن حتی لازم است فرد خود را به «استعفاف» و «تعفف» وا ‌دارد.[1]

استعفاف به معنای طلب عفت و خود را به عفت واداشتن و پرهیز از بی‌بندوباری و هرزگی است و تعفف که سخت‌تر است، به معنای آن است که انسان هر چند به تکلف و مشقت خود را از هرگونه شهوت، حرص، طمع و اظهار فقر به دور دارد و به تمام آثار و لوازم آن تن دهد تا آنجا که دیگران چنان نپندارند که از هر لحاظ مستغنی است و هیچ خلأیی در زندگی او وجود ندارد. پس عفاف، خودداری از هر امر قبیح و نازیباست که باید بر گوش، چشم، زبان، صورت، بدن و قلب سیطره یابد.[2]

حجاب و عفاف

استاد در کتاب «مسئله‌ی حجاب» بیان می‌کنند: غریزه‌ی جنسی نیرومندترینِ غرایز در وجود آدمی است. آزادی در مسائل جنسی سبب شعله‌ور شدن شهوات به صورت حرص و آز می‌گردد. انسان به صورت فطری و از نظر روحی، طالب بی‌نهایت آفریده شده است وقتی که خواسته‌های روحی در مسیر مادیات قرار گرفت، به هیچ حدی متوقف نمی‌شود و رسیدن به هر مرحله‌ای، میل و طلب مرحله‌ی دیگر را در او به وجود می‌آورد. از نظر استاد، طغیان و شعله‌ور شدن شهوات و نفس اماره تنها معلول محرومیت‌ها نیست بلکه پیروی، اطاعت و تسلیم مطلق شهوات بودن نیز سبب این طغیان می‌شود.

اسلام برای پاسداری و نگهبانی از عفت زن و مرد و در حقیقت برای کنترل غریزه‌ی جنسی و در عین حال رسیدن آن به آرامش، دو چیز را به عنوان راه‌حل معرفی می‌کند:

1. ارضای غریزه در حد حاجت طبیعی که این امر با تسهیل دستورهای اسلام درباره‌ی ازدواج، توصیه و ترغیب به آن صورت گرفته است؛

2. جلوگیری از تهییج و تحریک آن.

دستور اسلام درباره‌ی حجاب برای همین امر است، البته غیر از حجاب، دستورهای دیگری نیز در کنار آن و علاوه بر آن آمده است. اما مهم‌ترین دستور که بتوان آن را به عنوان یک تکلیف واجب به عموم جامعه سرایت داد، مسئله‌ی حجاب است که اثرات و برکات بیشتری نیز دارد؛ زیرا برخی از دستورهای کنترل شهوت برای کسانی سودمند است که بخواهند این غریزه را در خود تعدیل نمایند. اما حجاب اسلامی طبق بیان قرآن حتی برای کنترل آن‌ها که در قلبشان بیماری هوس وجود دارد نیز فایده دارد.

اگر غریزه‌ی جنسی دائماً در معرض تحریک و تهییج قرار گیرد، علاوه بر به خطر افتادن عفت افراد اجتماع و در نتیجه از بین رفتن کرامت انسانی و علاوه بر جلوگیری از رشد ارزش‌ها و کمالات، عوارض وخیم دیگری نظیر بلوغ زودرس، پیری و فرسودگی دارد. یعنی اگر در جامعه‌ای فضای بی‌حجابی و تحریک غلبه یابد بر فرض قدرت‌مند بودن افراد از اینکه غریزه آن‌ها را به بی‌عفتی بکشاند- که آن هم جز در افراد نادر بسیار بعید است- باز هم افراد آن جامعه از سلامت کامل روحی و روانی و حتی جسمی برخوردار نخواهند بود. برای تبیین برتری دیدگاه اسلام لازم است تا دیدگاه سایرین در حل مسئله‌ی جنسی مورد بررسی قرار گیرد.

تفاوت دیدگاه‌ها در راه‌حل مسئله‌ی جنسی

شهید مطهری در کتاب «اخلاق جنسی در اسلام و جهان غرب» به مقایسه‌ی دیدگاه اسلام و غرب درباره‌ی غریزه‌ی جنسی پرداخته و تفاوت 180 درجه‌ای دیدگاه غرب در گذشته و امروز به این مسئله و علت آن را توضیح می‌دهد، ایشان بیان می‌دارد که «اخلاق جنسی قسمتی از اخلاق به معنای عام است. شامل آن عده از عادات و ملکات و روش‌های بشری است که به غریزه‌ی جنسی بستگی دارد.» طبق بیان ایشان با وجود علت‌ها و زمینه‌های مختلفی که جوامع و ادیان گذشته در دیدگاه‌شان درباره‌ی این موضوع داشته‌اند اما یک طرز فکر عمومی بر غالب دنیای قدیم حاکم بود و آن هم پلید و قبیح دانستن زن و ازدواج با او بود و این در حالی است که از نظر اسلام علاقه‌ی جنسی در بستر ازدواج نه‌تنها با معنویت و روحانیت منافات ندارد بلکه جزو خلق و خوی انبیاست[3] و از نشانه‌های بارز وجود خداوند است.[4]

ایشان اثر دیدگاه گذشتگان که غالباً با بیان دینی بوده است را این‌گونه بیان می‌دارند: «این عقیده مطلقاً روح زن و مرد را به طور مساوی آشفته می‌سازد و کشمکش جانکاهی میان غریزه‌ی طبیعی از یک طرف و عقیده‌ی مذهبی از طرف دیگر به وجود می‌آورد. ناراحتی‌های روحی که عواقب وخیمی به بار می‌آورد همواره از کشمکش میان تمایلات طبیعی و تلقینات مخالف اجتماعی پیدا می‌شود.»

ایشان معتقدند اخلاق جنسی همواره مهم‌ترین بخش‌های اخلاق به‌شمار می‌رفته است. از نظر اسلام، روابط جنسی را فقط مصالح اجتماع حاضر یا نسل آینده محدود می‌کند و در این زمینه تدابیری اتخاذ کرده است که منجر به احساس محرومیت و ناکامی و سرکوب شدن این غریزه نگردد. اخلاق جنسی نوین در جوامع غیراسلامی به‌خصوص غربی هیچ گونه محدودیت و ممنوعیت را در این موضوع نپذیرفته و قائل به آزادی کامل بشر در این عرصه است: «در حالی که مقتضای منطق و تعقل این است که با سنن و خرافاتی مبتنی بر پلیدی علاقه‌ی جنسی مبارزه کنیم و در عین حال موجبات طغیان، عصیان و ناراحتی غریزه را به نام آزادی و پرورش آزادانه فراهم نکنیم.»

لزوم توجه به دیدگاه نوین و هوشیاری در برابر آن

استاد شهید در ضمن توضیح دیدگاه نوین غرب از جانب فروید، راسل و مانند آن‌ها، به بیان اختلاف‌ها و تفاوت روشی آن‌ها و نقد هر کدام می‌پردازند و این نکته را متذکر می‌گردند که چه بسا جوانانی که سرمایه‌ی فکری‌شان وافی نیست که بخواهند به بررسی منطقی این مسائل بپردازند، تحت تأثیر شخصیت و شهرت صاحبان این افکار قرار گرفته و عقیده پیدا کنند که این سخنان صد در صد مطابق با منطق است.

«به نظر ما ضرورت دارد خوانندگان محترم را در جریان بگذاریم و آگاه کنیم که افکاری که در این زمینه از غرب برخاسته و جوانان ما تازه با الفبای آن آشنا شده‌اند و احیاناً تحت عنوان‌های مقدسی نظیر آزادی و مساوات، با جان و دل آن‌ها را می‌پذیرند به کجا منتهی می‌شود. آخر این خط سیر کجاست؟ آیا اجتماع بشر قادر خواهد بود در این مسیر گام بردارد و راه خود را ادامه دهد؟ یا اینکه این کلاهی است که برای سر بشر خیلی بزرگ است. این راهی است که ادامه دادن آن جز فنای بشریت چیزی در بر ندارد.»

به راستی منظور استاد از فنای بشریت چیست؟ ایشان خود مصادیقی را در بخش‌های مختلف[5] بیان می‌کند که برخی از آن‌ها چنین است: «پس از اعلام آزادی جنسی در غرب، شاهد بالا رفتن آمار بیماری‌های روانی، جنون‌ها، خودکشی‌ها، جنایت‌ها، دلهره‌ها و اضطراب‌ها، یأس و بدبینی‌ها، حسادت‌ها و کینه‌ها بودیم. در جامعه‌ی امروز، جوانان به طور محسوسی از ازدواج شانه خالی می‌کنند. حاملگی و زاییدن و بچه بزرگ کردن به صورت امر منفوری برای زنان در آمده است.

زنان به اداره‌ی امر خانه کمتر علاقه نشان می‌دهند. جنگ اعصاب بیش از پیش رو به افزایش است. علاقه‌ی پدر و مادرها و به‌خصوص مادرها نسبت به فرزندان کاهش یافته است. زنِ دنیای امروز به ابتذال کشیده شده و هوس‌های سطحی به جای عشق جانشین شده است. طلاق افزایش یافته و تعداد فرزندان نامشروع و فاقد سرپرست رو به ازدیاد است و از آن طرف صمیمیت و وحدت میان زوجین بسیار نادر گشته است.» بنابراین جذابیت‌های اولیه و ظاهری دیدگاه نوین، نباید ما را فریب دهد. از سوی دیگر رعایت دستورات اسلام موجب می‌شود تا ارضای صحیح غریزه‌ی جنسی، کنترل و مدیریت آن ثمرات بسیاری برای فرد و جامعه داشته باشد که مهم‌ترین آن پیدایی عشق است.

عشق و عفت

عشق یک استعداد عالی و طبیعی است که طبق گفته‌ی «ویل دورانت» در سرتاسر زندگی انسان از هر چیز جالب‌تر است. عشق قابل توصیه و تجویز نیست. شهید مطهری در کتاب «جاذبه و دافعه» و «اخلاق جنسی» و نیز در کتاب «مسئله‌ی حجاب» از زوایای مختلف و با مثال‌های متعدد تفاوت عشق با شهوت و غریزه‌ی جنسی را توضیح می‌دهد. ایشان در کتاب «فطرت» به بررسی دیدگاه‌ها درباره‌ی عشق مجازی و حقیقی نیز می‌پردازد. اما مطلب عمده‌ای که در اینجا هست، رابطه‌ی عشق و عفت است. آیا عشق به مفهوم عالی و مفید خود در محیط‌های به اصطلاح آزاد، بهتر رشد می‌کند یا عشق عالی همراه با عفت اجتماعی؟

پاسخ استاد این است که محیط‌های به اصطلاح آزاد، مانع پیدایش عشق‌های سوزان و عمیق است بلکه فقط زمینه برای پیدایش هوس‌های موقتی و هرزه شدن قلب‌ها فراهم است. عشقی که فلاسفه و جامعه‌شناسان آن را محترم می‌شمارند، با فداکاری، از خود گذشتگی و سوز و گداز همراه است، هوشیار کننده است. قوای نفسانی را در یک نقطه متمرکز می‌کند. قوه‌ی خیال را پروبال می‌دهد. معشوق را آن چنان که می‌خواهد در ذهن خود رسم می‌کند نه آن چنان که هست. چنین عشقی خلاق و آفریننده‌ی نبوغ‌ها، هنرها، ابتکارها و افکار عالی است.

عشق اوج حیات و حد اعلای شور زندگی و معلم و مربی، الهام بخش و کیمیاست و کسی که تمام عمر از آن بی‌نصیب باشد، لایق انسانیت نمی‌باشد. با این حال، عشقی که فلاسفه ذکر می‌کنند با عشقی که میان برخی از زوجین شکل می‌گیرد، تفاوت‌هایی دارد. عشق مورد نظر فلاسفه بیشتر جنبه‌ی درونی دارد یعنی موضوع خارجی بهانه‌ای برای جوشیدن روح از باطن خود است.

معشوق را چنان که دوست دارد در خیالش می‌سازد و به ساخته‌ی ذهنی خود خو می‌گیرد تا آنجا که خیال را بر وجود واقعی و خارجی محبوب ترجیح می‌دهد اما عشق میان زوجین مانند مورد قبل کنش و جذب و انجذاب دو روحِ دور از هم نیست که مشروط به هجران و فراق باشد بلکه مودّت و رحمت میان زوجین وحدت و یگانگی دو روح معاشر دست‌ یافته به وصال است که بر اثر معاشرت دائم و اشتراک در سختی‌ها، راحتی‌ها، خوشی‌ها و ناخوشی‌های زندگی و انطباق یافتن روحیه‌ی آن‌ها با یک‌دیگر پدید می‌آید تا جایی که این صمیمیت حتی در دوران پیری که شهوت، خاموش است زوجین را سخت به یک‌دیگر پیوند می‌دهد.

عشق قابل احترام فلسفی از نوع ناآرامی و کشش و شور است ولی عشق میان زوجین به تعبیر قرآن از نوع آرامش و سکون است اما به هر حال هر دو نوع عشق گل‌های با طراوتی هستند که فقط در اجتماعاتی که بر آن‌ها عفاف و تقوا حکومت می‌کند، می‌رویند و می‌شکفند. بنابراین، مسئله‌ی عفت تنها برای پاکی نسل نیست بلکه مسئله‌ی مهم دیگر ایجاد پاک‌ترین و صمیمی‌ترین عواطف بین زوجین و برقرار ساختن یگانگی و اتحاد کامل در کانون خانواده است. تأمین این هدف وقتی ممکن است که زوجین از هرگونه بهره‌مندی از غیر همسر قانونی چشم بپوشند. مرد چشم به زن دیگر نداشته باشد و زن نیز درصدد تحریک و جلب توجه کسی جز شوهر خود نباشد و این‌ها یعنی همان دستور حجاب در اسلام.

حال که تا حدودی اهمیت مسئله‌ی حجاب و عفاف در روابط خانوادگی بیان شد، لازم است تا نگاه دقیق‌‌تری نیز به دستور اسلام درباره‌ی انواع و مراتب حجاب بیندازیم تا دچار این شبهه و سؤال نشویم که برخی می‌گویند ما خانم‌های چادری را می‌شناسیم که اهل عفاف و پاکدامنی نیستند و یا آن برکات و آثاری که برای حجاب شمرده می‌شود در زندگی آن‌ها وجود ندارد. در حقیقت پاسخ این است که برای تحقق کامل برکات حجاب می‌بایست فرد به تمام انواع آن پایبند باشد و حتی بستر اجتماعی مناسب نیز برای رسیدن به فواید همه جانبه لازم است.

انواع حجاب در اسلام

الف) حجاب در ظاهر؛

استاد می‌فرمایند، لغت حجاب عمدتاً به معنای پرده به کار می‌رود و همین هم باعث اشتباه برخی مبنی بر دستور پرده‌نشینی زنان و دوری آنان از اجتماع از نظر اسلام شده است در حالی که این کلمه به معنای پوشش نیز آمده است و علمای قدیم هم از واژه‌ی «ستر» که همان معنای پوشش دارد، استفاده می‌کردند. اینکه واژه‌ی حجاب به معنای پوشش زنان در قرآن نیامده نیز موجب این تصور غلط- و به تعبیر بهتر بهانه و دست‌آویز- شده است که حجاب دستوری قرآنی نبوده و ساخته و پرداخته‌ی برخی علمای دینی است اما با اندک بررسی فرد طالب حقیقت به راحتی در‌ می‌یابد که محتوای مدنظر از این واژه در بسیاری آیات قرآن آمده است هرچند در فرهنگ اسلامی پوشش به طور کلی اختصاص به زنان ندارد[6]

اما معنای خاص آن و پوشش بیشتر به زنان اختصاص یافته است که این به دلیل میل روانی زن به خودنمایی و خودآرایی است که می‌خواهد مرد را در دام علاقه به خود اسیر سازد.

اسلام برای حجاب ظاهر حدود و شرایطی را قرار می‌دهد. شهید مطهری در کتاب «مسئله‌ی حجاب» از نظر علمی به استدلال پیرامون این حدود می‌پردازد و نتیجه‌ی آن چنین است: «بدون تردید پوشانیدن غیر وجه و کفّین (گردی صورت و دست‌ها تا مچ) بر زن واجب است- عدم الزام در پوشاندن چهره و دست‌ها تا مچ نیز به شرط آن است که از هر نوع آرایش و عوامل جلب توجه و محرک و مهیج خالی باشد. در غیر این صورت پوشاندن همان‌ها نیز لازم است و تذکر این نکته نیز به جاست که واجب نبودن پوشش وجه و کفین بر زن دلیل بر جواز نگاه مرد به آن‌ها نمی‌باشد؛ بلکه اگر نگاه مرد از روی لذت بردن یا با ترس از ایجاد لغزش باشد قطعاً حرام است حتی در مورد محارم.»

در مورد نوع پوشش ظاهر، قرآن توصیه به نزدیک کردن جلباب دارد. جلباب، جامه و لباس بزرگ و گشاد بوده (چادر مانند) که زن با آن تمام لباس‌ها و سر و گردن خود را می‌پوشانده است. البته استفاده‌ی زنان از آن دو گونه بوده است. برخی صرفاً به صورت تشریفاتی استفاده می‌کردند مانند برخی بانوان چادری در عصر حاضر که با چادر بدن خود را نمی‌پوشانند و آن را رها می‌کنند و وضع چادر سرکردن آنان نشان می‌دهد از اینکه مورد بهره‌برداری چشم‌ها قرار بگیرند امتناعی ندارند و در نوع دیگر، زن با مراقبت، جامه‌ی خود را به خود می‌گیرد و آن را رها نمی‌کند که نشان می‌دهد اهل عفاف است و این نوع حجاب که خود به خود دورباشی برای نامحرمان ایجاد می‌کند و ناپاکدلان را مأیوس می‌سازد، مطلوب و مورد تأیید قرآن است یعنی نحوه‌ی پوشش خوب زن نشان از نجابت و عفت اوست.

قرآن در مورد کیفیت پوشش، دستور دیگری نیز دارد: «و باید روسری خود را بر روی سینه و گریبان خویش قرار دهند.»[7]

شهید مطهری به صراحت بیان می‌دارند که در این آیه، روسری خصوصیتی ندارد، مقصود پوشاندن سر، گردن و گریبان است. منظور ایشان این است که اگر روسری، سر و گردن را نپوشاند، استفاده از آن نشانه‌ی رعایت حجاب اسلامی نمی‌باشد و حجاب مد نظر قرآن تحقق نیافته است.

ب) حجاب در رفتار؛

استاد می‌فرمایند: «حرکات و سکنات انسان گاهی زباندار است. گاهی وضع لباس، راه رفتن و سخن گفتن زن معنادار است و به زبان بی‌زبانی می‌گوید دلت را به من بده، در آرزوی من باش، مرا تعقیب کن. گاهی برعکس با بی‌زبانی می‌گوید دست تعرض از این حریم کوتاه است.» این کلام استاد در حقیقت همان است که امروزه در دانش روان‌شناسی از آن با عنوان زبان بدن و رفتار یاد می‌کنند. برای تحقق حجاب اسلامی علاوه بر پوشش ظاهری باید رفتار عفیفانه نیز مکمل آن گردد. قرآن دستور اکید به زنان دارد که از جلوه‌گری و خودنمایی و حرکات و اعمال محرک و ناز در رفتار و حتی جلب توجه در نحوه‌ی راه رفتن خودداری کنند. اسلام زن و مرد را از خلوت با نامحرم به شدت پرهیز می‌دهد چرا که این رفتار جولانگاهی قوی برای شیطان فراهم می‌سازد هرچند نیّت اولیه‌ی آنان چیز دیگری باشد.

یکی دیگر از رفتارهای پرخطر در بحث حجاب و عفاف، چشم چرانی است که قرآن به زن و مرد مؤمن امر می‌کند که نگاه خود را کاهش دهند یعنی پلک چشم را به حالت نیم خفته درآورده و نگاه را به پایین انداخته و چشم‌ها را گشوده نگه ندارند و به یک نقطه‌ی معین خیره نشوند؛ یعنی به اصطلاح نظر استقلالی نیفکنند. البته این قانون درباره‌ی نگاه به چهره است که لازمه‌ی گفت‌وگو می‌باشد پس نگاه به غیر چهره حتی با غض بصر (کاهش دادن نگاه) نیز جایز نیست. در اینجا نیز هر چند دستور متوجه زن و مرد (هر دو) می‌باشد اما چون غالباً این بیماری در مردان رواج دارد دستور بیشتر برای کنترل نگاه متوجه آنان است تا خطری از این ناحیه متوجه آنان نگردد.

رفتار دیگری که از آن بحث شده، دست دادن زن و مرد نامحرم است که جواز آن در صورت حائل بودن جامه یا دستکش است، آن هم مشروط به این که تلذذ و ریبه در کار نباشد و دست را فشار ندهند در غیر این صورت به طور قطع حرام است و البته بزرگان در این موضوع احتیاط را بر ترک این رفتار حتی با وجود شرایط می‌دانند.

رفتار واجب دیگری در قرآن که در رابطه با رعایت عفاف و حجاب است، مسئله‌ی «استیذان» می‌باشد. از نظر اسلام هیچ کس حق ندارد بدون اطلاع و اجازه‌ی قبلی به خانه‌ی دیگری داخل شود البته فلسفه‌ی این حکم غیر از موضوع ناموس و پوشیده بودن زن این است که هر کس در محل سکونت خود اسراری دارد و مایل نیست دیگران حتی دوستان نزدیکش از آن مطلع گردند پس اختصاص به خانه‌هایی که زن در آن‌ها زندگی می‌کند، ندارد. فلسفه‌ی این کار فراتر از فلسفه‌ی حجاب است و شامل خانه و اتاق محارم نیز می‌شود.

ج) حجاب در گفتار

قرآن کریم خطاب به زنان می‌فرماید: «مواظب باشید در سخن، نرمش و رقت زنانه و شهوت آلود به کار نبرید که موجب طمع بیماردلان گردد. به خوبی و شایستگی سخن بگویید.»[8]

در این آیه دستور وقار و عفاف در کیفیت سخن گفتن را بیان می‌کند تا چه رسد به محتوای حرف و سخن. بنابراین از نظر اسلام هم باید حرف خوب زد (و نه حرف تحریک کننده و مهیج) و هم باید خوب حرف زد (و نه با لحن محرک).شنیدن صدای زن هم برای مرد حتی با رعایت موارد یاد شده از جانب زن تنها در صورتی جایز است که تلذد و ریبه در کار نباشد.

کلام آخر

از آنچه بیان شد به این نتیجه می‌رسیم که حفظ حجاب تدبیر خالق هستی برای پاسداری و نگهبانی عفاف بوده و به رشد عواطف و عشق در وجود آدمی و در نتیجه‌ی تحکیم روابط خانوادگی کمک می‌کند و برای رسیدن به حجاب مورد نظر اسلام نمی‌توان تنها بعضی از دستورها را رعایت کرد و از برخی دیگر صرف‌نظر نمود؛ چرا که ثمرات حجاب در صورتی به طور کامل تحقق می‌یابد که تمامی دستورها رعایت گردد، هرچند عمل به بعضی از آن نیز فواید زیادی دارد. خداوند همه‌ی ما را در عمل به این وظیفه‌ی الهی یاری نماید.(*)

پی‌‏نوشت‌‏ها:

[1]. (نور: 33) و (بقره: 273).

[2]. برای توضیح بیشتر ر.ک: منشور عفاف، آیت‌الله دکتر احمد بهشتی، مؤسسه‌ی بوستان کتاب، 1386 صص 15-14.