مدگرایی

مدگرایی روحیه خاصی است كه برخی زنان به آن مبتلا می‌شوند. مدگرا سعی دارد همواره از تازه‌های لباس و آرایش مطلع شود و با هر زحمت و قیمتی كه هست از آنها بهره گیرد. مدگرایی در جامعه نتیجه غلبه شهوت و تنوع طلبی افراطی است كه فراموشی دین و عقل را به همراه دارد. شهوت لباس، زنان و دختران مدگرا را به اسارت مدسازان درآورده است. مدسازان پشت پرده كه با تحقیقات وسیع و روان‌شناسی لازم به ارایه مدهای جدید می‌پردازند به گونه‌ای به طراحی مدل‌های كفش، لباس و قیافه زنان می‌پردازند كه پوچی، اسارت، مصرف و تحریك‌آمیزی آنها جهت اغفال جوانان و جو غفلت در جامعه مورد توجه و بلكه از اركان نوآوری‌های آنها باشد.

                                            مد گرایی ، شلوار تنگ ، مانتو کوتاه ،  دختران با حجاب

سخن با چنین زنانی این است كه غالب مدهای ساخته غرب نظیر لباس‌های تنگ با اصول اخلاقی و بهداشتی مغایرت دارند چه اینكه لباس‌های تنگ مانع جریان صحیح خون و تنفس پوستی می‌شوند وانگهی اگر زندگی آدمی به گشتن در خیابان‌ها، بررسی مدها، تازه‌های لباس و امثال آن بگذرد پس مسوولیت انسانی، آرمان الهی، سعادت اخروی و بسیاری از حقایق و ارزش‌های الهی و خلاصه هدف آفرینش آدمی و جهان پس از مرگ چه خواهدشد؟ زنان غربی این زندگی را طی كردند و نتیجه آن چیزی جز سقوط آنها نبود.

نگاه صداوسیما به چادر تغییر کند

 یک استاد حوزه و دانشگاه گفت: نگاه صداوسیما باید مقوله چادر زنان تغییر کند.

خبرگزاری فارس: نگاه صداوسیما به چادر تغییر کند

حجت‌الاسلام ناصر رفیعی صبح امروز در پنجمین یادواره شهدای شهر نور بیان داشت: در قاموس دین ما چیزی بالاتر از شهادت نیست و به همین خاطر ائمه اطهار برای شهادت گریه و زاری می‌کردند.

وی اظهار داشت: در احادیث و روایات آمده که نخستین قطره خونی که از شهید بر زمین می‌ریزد، هفت پاداش دارد که نخستین آن نظر به وجه‌الله است و برای همین کسی که وارد بهشت می‌شود نمی‌خواهد دیگر به دنیا برگردد.

استاد حوزه و دانشگاه ابراز داشت: شهید غصه ندارد بلکه باید حسرت خورد، اگر بدانیم شهید به کجا می‌رود و چه جایگاهی دارد، نه تنها غصه نمی‌خوریم بلکه حسرت می‌بریم و خانواده‌های شهدا هم اینچنین هستند.

رفیعی تصریح کرد: در روایات متعدد آمده که اگر از خدا شهادت را طلب کنیم، اگر در بستر و به خاطر حادثه‌ای هم فوت شویم شهید از دنیا رفتیم.

وی با بیان اینکه شهدا ناظر اعمال ما هستند طرح سئوال کرد و گفت: امروز ما چه وظیفه‌ای داریم و چه باید بکنیم که با شهدا محشور شویم و ثواب شهید داشته باشیم، در مقابل شبیخون دشمن که فرهنگ جامعه ما را تغییر می‌دهد چه باید بکنیم.

این استاد حوزه و دانشگاه ادامه داد: اگر می‌خواهیم ثواب شهید داشته باشیم باید فرهنگ شهادت که همان فرهنگ حجاب، نماز، ایثار، فداکاری، دفاع ، ولایت‌پذیری و اطاعت از ولی فقیه است را در جامعه نهادینه کنیم.

رفیعی تصریح کرد: دشمن برای تغییر فرهنگ لباس، حجاب، ازدواج و به طور کل تغییر زندگی ما تلاش زیادی می‌کند و گاهی هم خودمان ناخواسته به ویژه در صدا و سیما مروج آن هستیم ،من این را به صدا و سیما گفتم که اگر بخواهیم زن بی‌سواد را نشان دهیم یک زن جنوب شهری چادری را نشان می‌دهیم و در مقابل یک زن بالا شهری بدون چادر و حجاب متعارف را متمدن، باسواد و دارای فرهنگ معرفی می‌کنیم.

استاد حوزه تاکید کرد: تا فرهنگ شهادت در جامعه نهادینه نشود و الگوها و ارزش‌های اسلامی تبیین نشود که این وظیفه همه فرهنگ‌سازان از جمله رسانه‌ها و به ویژه صدا و سیما است، ما مشکلات را خواهیم داشت.

وی در ادامه با ذکر احادیثی درباره چگونگی اعمال برای شهید شدن به حدیثی از امام علی(ع) اشاره داشت که فرمود: «اگر کسی این سه ویژگی را داشته باشد، شهید است، خداشناس، پیغمبرشناس و امام شناس باشد».

رفیعی افسردگی و بیماری روحی در جامعه را عدم انس با قرآن ذکر کرد و ابراز داشت: رسول اکرم(ص) فرمودند:«اگر می‌خواهید سعادتمند زندگی کنید و شهید بمیرید و روز قیامت نجات پیدا کنید با قرآن انس داشته باشید».

ویترین‌هایی به رنگ بدحجابی

این روزها به تدریج لباس‌های تابستانه وارد بازار می‌شود و جالب اینجاست که امروز ویترین‌های فروشگاه‌های لباس کالاهایی را به مردم عرضه می‌نمایند که هیچ سنخیتی با معیار‌های اسلامی ایرانی نداشته و تقلیدی کورکورانه از غرب است.

به گزارش صابرنیوز به نقل از خبرگزاری فارس ، پوشاندن ضروری مو و سایر اعضای بدن به جز صورت و دو دست توسط زنان مسلمان‬، در برابر مردانی است که طبق شریعت اسلامی نامحرم شمرده می‌شوند.از نظر اسلام حجاب فقط اختصاص به زن ندارد بلکه نوعی پرده است که در روابط میان زن و مرد وجود دارد.حجاب آن گونه که بعضی‌ها پنداشته‌اند صرفا یک تکلیف شخصی نیست، بلکه افزون بر آن یک مسئله عاطفی، روانی، خانوادگی و اجتماعی   است.حجاب در لغت به معنی پرده، روپوش و روبند است و از نظر اسلام عبارت از اینکه زن در معاشرت خود با نامحرم بدن خود را بپوشاند و به جلوه‌   گری و خودنمایی نپردازد.اهمیت حجاب و پوشش اسلامی تا جایی است که خداوند متعال در بسیاری از سوره‌های قرآن از آن به عنوان یک ضرورت یاد می‌کند و آن را حافظ انسان در برابر بسیاری از بیماری‌های جسمی و روانی می‌داند.در اسلام حجاب مانع گمراهی و خودنمایی زنان بیان شده و حافظ حرمت، آداب، عفت و حیا است.

هدف اسلام از حجاب آن است که زن مسلمان با فراغت کامل بتواند وظایف و رسالت اساسی خویش را انجام دهد که حفظ نسل انسان، پرداختن به شئون خانه و خانه‌داری، تربیت کودک و اهمیت دادن به آن است.
دین مبین اسلام حجاب را به عنوان عامل مهم حفظ و اعتلای شخصیت فردی زنان و تحکیم بنیان خانوادگی و عفت و اخلاق اجتماعی واجب کرده و حضرت یوسف و مریم را به عنوان اسوه‌های عفاف و پاکی معرفی کرده است.


*حجاب در جامعه امروزی
اما متاسفانه امروزه وضعیت حجاب در کلانشهر‌های ما سطح مطلوبی ندارد و متاسفانه برخی از جوانان از روی جهل و یا تغافل ارزش‌های جامعه را زیر سئوال می‌برند. با این حال به نظر می‌رسد یکی از اصلی‌ترین دلایل گسترش بدحجابی در جامعه را باید در مساله الگوهای مد و پوشش موجود در بازار جست‌وجو کنیم.
امروز اگر برای خرید مانتو گام در بازار و مغازه‌ها بگذارید تفاوت لباس‌های امروز با لباس‌های گذشته و چند سال قبل کاملا قابل مشاهده است.بیشتر مانتوها بالای زانو و جنس و رنگشان طوری است که شباهتی به لباس بیرون و محیط عمومی ندارد.در این زمان ناچار باید برای پوشیدن لباس مناسب سفارش دوخت آن را داد، چرا که لباس مناسبی که دنبال آن هستید کمتر یافت می‌شود.


*فروشندگانی خاص
امروزه اوضاع جامعه طوری شده که حتی مغازه‌هایی که به فروشنده زن نیاز دارند برای شغل‌های مورد نظر بانوانی را انتخاب می‌کنند که حجاب کم رنگی دارند.فروشندگانی در برخی فروشگاه‌ها به کار گرفته می‌شوند که با آرایش‌های آن چنانی در محل کار حاضر شوند و حجاب کاملی هم نداشته باشند.البته مثل برخی از معضلات باز هم نظارتی بر این اقدامات وجود ندارد و مغازه‌ها و فروشگاه‌های لباس و برخی فروشگاه‌ها تبدیل به محل عرضه مدل‌های جدید شده است که توسط فروشندگان آن عرضه می‌شود.البته بسیاری از این فروشندگان خود تبدیل به مانکن‌هایی سیار شده‌اند که لباس‌های خاص و مورد نظر صاحب کالا را همزمان با فروشندگی تبلیغ می‌کنند و خریدار را با لطایف الحیلی وادار به خرید کالای مورد نظر خود می‌کنند
*فصل گرما و حجاب
این روزها با نزدیک شدن به فصل گرما تغییراتی در پوشش لباس بیشتر بانوان نیز به چشم می‌خورد، چرا که فصل گرما بهانه‌ای برای کوتاه و کم رنگ شدن حجاب برخی شده است.با گرم شدن هوا، حرف و حدیث‌ها در مورد موضوع حجاب و مشاهده بی‌حجابی در سطح جامعه نیز گرم می‌شود.
البته مسئله بی‌حجابی تنها در خانم‌ها دیده نمی‌شود و امواجش آقایان را نیز با خود برده است .تی‌شرت‌های بسیار تنگ و کوتاه و آرایش‌های مو و صورتی که چهره برخی پسران را از شمایل انسان دور کرده است.
امید است روزی فرا رسد که همه مردمان ایران زمین به اهمیت حجاب و ارزش‌های دین اسلام پی برده و اسلام و ایران واقعی را نشان جهانیان دهند.
در پایان باید گفت که هنوز یادمان هست که مادربزرگ و مادرانمان به کوچکترین عامل ناخواسته‌ای که موجب می‌شد تا گوشه‌ای از چادرشان کنار برود چه حساسیت و عکس‌العملی از خود نشان می‌‌دادند.
به هر حال امیدواریم که متولیان فرهنگی کمی به خود بیایند و در این زمینه بیش از پیش کار کنند چرا که به نظر می‌رسد حرکت‌های ضد فرهنگی سرعت نور به خود گرفته‌اند اما سرعت متولیان فرهنگی به شدت کند است.

 بدون شک یکی از نمودها و مظاهر فرهنگ غنی اسلام و نظام مقدس جمهوری اسلامی وجود چادر به عنوان حجاب برتر است ، موضوعی که رعایت آن از سوی همسر مسوولی مانند رییس جمهوری می تواند تاثیرات شگرفی بر آحاد جامعه و همچنین دیدگاه مردم جهان نسبت به جمهوری اسلامی و ارزش حجاب برتر نزد زنان ایرانی داشته باشد.
این موضوع متاسفانه از سوی همسران برخی افرادی که قصد حضور در انتخابات ریاست جمهوری را داشته و برای معرفی برنامه ها و دیدگاههای خود نزد طرفدارانشان به همراه همسرانشان در اینگونه نشست ها حضور می یابند رعایت نمی شود.
این موضوع گرچه در مجلس دوره اصلاحات نیز مشاهده و موجب دلخوری قشر دلسوز جامعه  نسبت به رعایت ارزش های اسلامی شد اما اکنون و تکرار آن در انتخابات ریاست جمهوری دوره یازدهم جای تامل دارد.
بر همگان روشن است که اگر مسوولان عالیرتبه در نظام نسبت به رعایت ارزش ها و خواسته های جامعه اسلامی حساسیت های لازم را نشان ندهند بدون شک این موضوع به اقشار دیگر و به ویژه نسل جوان که به دنبال الگوگیری در ابعاد مختلف زندگی هستند نیز اثر خواهد گذاشت.

فاجعه فرهنگي پيش روي ماست

شايد ۲۰ سال پيش کسي به مخيله‌اش هم نمي‌رسيد روزي در خيابانهاي تهران دختراني را مشاهده کند که آن سالها مردم شايد آنها را در سالنهاي عروسي هم نمي‌ديدند... دختراني بزک کرده با موهاي پف کرده و بيرون ريخته و مانتوهايي کوتاه و تنگ و شلوارهايي تنگتر!اين روند ۲۰ سال طول کشيد تا به اينجا رسيد. استعمار و استکبار صبر و حوصله زيادي دارد، بر عکس بعضي از ماها...


اولين کار گرفتن چادر بود از زنان ما... گفتند چادر حجاب برتر است و مي‌شود برتر نبود! بين خوب و خوب‌تر، خوب را هم انتخاب کني به جايي بر نمي‌خورد. مي‌شود مانتوي گشاد و مقنعه بزرگ پوشيد و با حجاب بود... حرف قابل قبولي بود کسي نمي‌تواست به اين حرف اعتراض کند حتي مذهبي‌ها!

گام دوم گرفتن مقنعه بود... مي‌شود روسري بزرگ سر کرد! هم تنوع دارد هم حجاب است. يادم‌ مي‌آيد روسري‌هايي بود با ضلع بيشتر از يک متر که تا کمر خانمها هم مي‌رسيد... خوب البته روسري مثل مقنعه نبود گاهي ريشه مو بيرون مي‌زد.

در فيلمهاي سينمايي فکل گذاشتن زنهاي هنرپيشه مد شد و به تبع آن دختران جوان هم از آنها ياد مي‌گرفتند... آن سالها عده‌اي با چماق به جان جوانان مي‌افتند و اين فکلي‌ها را تنبيه مي‌کردند...

چشمهاي ما متوجه اين آب رفتن نمي‌شد و آنقدر کم‌کم اين کار را کردند که چشم ما عادت مي‌کرد...

مانند بچه‌اي که جلوي چشم پدر و مادرش بزرگ مي‌شود و قد مي‌کشد و والدينش حس نمي‌کنند اما ديگران که کمتر او را مي‌بينند و چشمانشان عادت نکرده متوجه رشد هفتگي او مي‌شوند... ما عادت کرديم به روسري‌هايي که هر روز آب مي‌رفت و تبديل شد به نواري باريک و بعضا توري... مانتوهايي که شايد بهتر باشد بلوز و پيراهن راحت ناميدشان تا مانتو...

به هر حال کم کم کار به اين جا کشيد و مدام گفتند بي‌حجابي معضل فرهنگي است، براي حل آن بايد کار فرهنگي کرد... سالها گذشت و لباسها آب رفت و کار فرهنگي در زمينه عفت وحجاب مشاهده نشد. برعکسش فراوان کار‌هاي ضد فرهنگ در کوبيدن حجاب و عفت و حيا و غيرت در فيلمهاي سينمايي و مجلات و برنامه‌هاي عمومي يافت مي‌شد...

امسال اما مد پوشش خانمها تغيير کرده است، پوشيدن ساق شلواري جاي شلوار... يعني ديگر شلوار جين تنگ هم نه! ساق شلواري!

يعني پس از آنکه چادر، مقنعه، مانتو، روسري از زنان گرفته شد حالا رفته‌اند سراغ شلوار! چشمهاي ما هنوز عادت نکرده‌اند... اگر به اين هم عادت کنيم سرنوشت چادر و مانتو و روسري در انتظار اين ساق شلوارها هم هست... خدايي نکرده اينها هم روز به روز نازکتر و کوتاهترمي‌شود و ما عادت مي‌کنيم.... آن وقت... نمي‌دانم بعدش سراغ چه خواهند رفت...؟


نمي‌دانم لحن نوشته‌ام چگونه بايد باشد؟ تند و خشن؟ آرام و فرهنگي؟ غصه‌ناک و غمگين؟ حيرت‌زده و بيمناک؟ به هر حال تقاضا داريم اولا کار فرهنگي کنيد در و ديوار شهر بنر نصب کنيد که خانمها شلوار لباس مهمي است. انيميشن بسازيد، باور کنيد گير سه‌پيچ نيست... فاجعه فرهنگي پيش روي ماست... کاش سياست‌بازي‌ها پايش را به فرهنگ نکشد...

شرط اول موفقیت در مقابله با بدحجابی

شرط اول موفقیت ما در مقابله با پدیده‌ی بی‌حجابی این است که همه از نظر شیوه‌ی عمل به یک نظر واحد برسیم. در حال حاضر یکی از مشکلات این است که درباره‌ی نحوه‌ی برخورد و عمل اختلاف نظر وجود دارد. باید این مشکل را علاج کنیم. اختلاف نظر ما را به نتیجه نمی‌رساند.
«دکتر غلامعلی حدادعادل» را به عنوان سیاستمدار و همچنین چهره‌ای فرهیخته و فرهنگی می‌شناسند. ایشان علاوه بر فعالیت‌های سیاسی سوابق فرهنگی درخشانی دارند که نشان از دغدغه‌مندی وی در این حوزه دارد، کتاب «فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی» تلاشی است در همین راستا که در آن با نگاهی عمیق، به بحث حجاب و خودباختگی فرهنگی پرداختند.

در بررسی مقوله‏‌ی حجاب و مشکلات موجود برهان به سراغ وی رفت تا به عنوان فردی که در زمینه‌ی حجاب و عفاف تحقیقات گسترده‏‌ای داشته‏‌، نظرات وی را منتشر کند:

لطفاً رابطه‌ی حجاب را با فرهنگ اسلامی تبیین بفرمایید. 
حجاب یک حکم مسلم اسلامی است که رعایت آن بر هر مسلمانی واجب است و به همین جهت جزئی از فرهنگ اسلامی به شمار می‌رود. ارتباط این موضوع با فرهنگ اسلامی به اندازه‌ای است که در حال حاضر در جهان حجاب به عنوان نماد رفتاری مسلمانی شناخته می‌شود. در هر جای دنیا وقتی خانمی با حجاب دیده می‌شود، مشخص است که او مسلمان است. در واقع حجاب یک علامت محسوب می‌شود، حتی محاسن مردان علامت مشخصی برای مسلمان بودن آن‌ها محسوب نمی‌شود، ولی حجاب اسلامی زنان علامت مشخص و انحصاری فرهنگ اسلامی است.
 
مهم‌ترین ثمره‌ی حجاب در سطح اجتماع و خانواده چیست؟
 
یک اصل را باید بپذیریم و آن این است که اگر در روابط جنسی بی‌بندوباری زیان‌آور است، تحریک بدون ضابطه و بی‌حساب هم به جامعه آسیب می‌زند، چرا که تحریک جنسی بدون ضابطه به روابط جنسی بدون ضابطه منتهی می‌شود. ممکن است این سؤال مطرح شود که آیا روابط جنسی نیازی به ضابطه دارد؟ در پاسخ باید گفت کمتر کسی در دنیا مدعی است که روابط جنسی می‌تواند کاملاً بی‌ضابطه باشد. اگر این را قبول کنیم، در آن صورت باید بپذیریم که تحریک جنسی هم باید ضابطه و حد حریم داشته باشد و برای برهنگی و پوشیدگی هم باید قوانینی معین شود.

همه‌ی دنیا این قواعد و قوانین را قبول کرده‌اند؛ چه آن‌هایی که دینی فکر می‌کنند و چه آن‌هایی که تابع عرف هستند.  اختلاف بر سر حد و حدود حجاب است، وگرنه هیچ حکومت یا فرد عاقلی در دنیا وجود ندارد که برهنگی مطلق را تجویز کرده باشد. همه به حدی از پوشیدگی قائل هستند. در دین ما هم حد برهنگی و پوشیدگی، تحت عنوان احکام حجاب، مشخص شده است.

باید بپذیریم که نتیجه‌ی مستقیم بی‌بندوباری جنسی فروپاشی خانواده است. هر جامعه‌ای که تحریک بی‌حساب را آزاد بگذارد باید منتظر بی‌بندوباری جنسی باشد و نتیجه‌ی بی‌بندوباری جنسی نابودی خانواده است. نابود شدن خانواده هم منجر به نابودی فرهنگ می‌شود. بنابراین حجاب نقش عمده‌ای در حفظ نهاد خانواده دارد. جوامعی که شرایط تحریک جنسی را فراهم کرده‌اند یا حدود لازم را رعایت نکرده‌اند، با فروپاشی خانواده و از بین رفتن بسیاری از ارزش‌ها در جامعه مواجه شده‌اند.
 
لطفاً ماهیت بی‌حجابی را تبیین کنید و بفرمایید این مسئله از چه زمانی وارد کشور ما شده و دلیلش چه بوده است؟
 
بی‌حجابی به عنوان یک پدیده‌ی اجتماعی سوغات‌ دوران تجدد
بی‌حجابی به عنوان یک پدیده‌ی اجتماعی سوغات‌ دوران تجدد است. در واقع این موضوع در تقلید از تمدن غرب در دوران جدید در کشور ما به وجود آمده است. در قرن نوزدهم و بیستم، در همه‌ی جوامع شرقی و از جمله ایران به علت خودباختگی در برابر تمدن غربی عده‌ای فکر می‌کرده اند که از نظر اجتماعی علت پیشرفت‌های علمی غرب نبودن حجاب در میان خانم‌های غربی است.
است. در واقع این موضوع در تقلید از تمدن غرب در دوران جدید در کشور ما به وجود آمده است. در قرن نوزدهم و بیستم، در همه‌ی جوامع شرقی و از جمله ایران به علت خودباختگی در برابر تمدن غربی عده‌ای فکر می‌کرده اند که از نظر اجتماعی علت پیشرفت‌های علمی غرب نبودن حجاب در میان خانمهای غربی است.
 
بنابراین در ایران هم تصور میشد لازمه‌ی پیشرفت و تجدد بی‌حجابی است. البته کشورهای استعمارگر و حکومت پهلوی، به عنوان مروج افکار آن‌ها در جامعه، در این پدیده بی‌تأثیر نبودند. آن‌ها بی‌حجابی را به عنوان یک علامت پیشرفت و تمدن در ایران ترویج می‌کردند و نتیجه‌اش همان وضع قبل از انقلاب بود که هنوز هم آثارش در جامعه‌ی ما وجود دارد.

با وجود اینکه حدود 28 نهاد فرهنگی در مقوله‌ی ترویج فرهنگ عفاف و حجاب درگیرند، در عرصه‌ی سیاست‌گذاری، اجرا و نظارت در این زمینه متأسفانه هنوز به شرایط مطلوب نرسیده‌ایم. مشکل و معضل اصلی نهادهای ذی‌ربط را در چه می‌بینید؟ 
پرداختن به این مسئله بحث بسیار مفصلی می‌طلبد، چون ابعاد گوناگونی دارد. ولی اگر بخواهم پاسخ کوتاهی به این سؤال بدهم، باید بگویم شرط اول موفقیت ما در مقابله با پدیده‌ی بی‌حجابی این است که همه از نظر شیوه‌ی عمل به یک نظر واحد برسیم. در حال حاضر یکی از مشکلات این است که درباره‌ی نحوه‌ی برخورد و عمل اختلاف نظر وجود دارد. باید این مشکل را علاج کنیم. اختلاف نظر ما را به نتیجه نمی‌رساند.
 
نقش نهادهای آموزشی مانند آموزش و پرورش را در ترویج فرهنگ عفاف و حجاب در چه حد می‌دانید؟ اقدامات صورت‌گرفته تا این زمان را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ 
اقداماتی که تا امروز صورت گرفته‌ نسبتاً خوب بوده است، ولی ریشه‌ی حجاب در خانواده است. حجاب از اموری است که اگر خانواده با مدرسه در این موضوع همراه نباشد، مدرسه نمی‌تواند بر بی حجابی و بد حجابی غلبه کند. البته مواردی وجود دارد که خانواده به حجاب اعتقاد دارد، ولی جامعه نسل بعدی را از حجاب دور کرده است، ولی عکس این حالت به ندرت اتفاق می افتد؛ یعنی اگر خانواده به حجاب معتقد نباشد، مدرسه در این زمینه چندان موفق نخواهد بود.
 
 نقش دانشگاه‌ را در این مقوله چگونه ارزیابی می‏‌کنید؟
 
دانشگاه‌ها مثل ادارات و باقی قسمت‌های جامعه هستند و چندان فرقی با آن‌ها ندارند. مدرسه‌ها هم رعایت می‌کنند، منتها در درون مدرسه‌ی دخترانه که نامحرمی نیست، در بیرون هم که معلم‌ها و مربی‌ها نمی‌توانند همراه دانش‌آموزان به کوچه و خیابان بروند.
 
از نظر آموزشی هم این مطالب در کتاب‌هایشان وجود دارد و در مدارس هم رعایت می‌شود. گرفتاری ما امروز مدارس نیستند، چرا که معلم‌ها هم عموماً رعایت می‌کنند. در حال حاضر کمتر معلمی را داریم که آشکارا مروج بی‌حجابی و بدحجابی باشد، چون همه‌ی آن‌ها در دوران بعد از انقلاب انتخاب شده‌اند. در نتیجه نمی‌توانیم بگوییم ریشه‌ی بدحجابی و بی‌حجابی در مدارس است. این موضوع بیشتر از قسمت‌های دیگر جامعه ناشی می‌شود. البته هرچقدر مدرسه‌ها در آموزش به دانش‌آموزان بیشتر دقت کنند و اعتقادات آن‌ها را محکم‌تر کنند قطعاً پایه‌های حجاب در جامعه تقویت می‌شود، اما مسئله‌ی اصلی وضع خود مادر و فضای خانواده است.
 
سهم برنامه‌های دشمن را در شرایط فعلی چه اندازه می‌دانید؟
 
این موضوع هم بحث مفصلی است و نمی‌توان به اختصار به آن پاسخ داد، اما مسلم است که دشمنان انقلاب اصرار دارند بی‌حجابی در ایران گسترش پیدا کند و در این زمینه برنامه‌ریزی‌ هم می‌کنند. در شرایط فعلی،نباید موضوع حجاب را رها کرد، چرا که دیگران برای ترویج بی‌حجابی در کشور ما اندیشه می‌کنند و برنامه‌ریزی دارند. بنابراین ما برای دفاع از حجاب و ترویج آن در کشور باید بیش از آن‌ها اندیشه داشته باشیم و برنامه‌ریزی کنیم.

درحالی که زنان در کشور عربستان، از هرگونه حق و حقوقی که خداوند و دین اسلام آنها را از آنها بهره‌مند ساخته، محروم هستند زنان و دختران خاندان سعودی، نه‌تنها اصول و مبادی دین اسلام، که آیین وهابیت را هم که به آن ایمان و باور دارند زیر پا می‌گذارند. برای اثبات این مدعا با ما همراه باشيد.

خاندان سعودی حاکم بر عربستان درحالی داعیه رهبری جهان اسلام را دارد که بسیاری از اعضای این خاندان، غرق در فساد و فحشا هستند و این موضوع نه‌تنها شاهزاده‌های مرد این خاندان را شامل می‌شود، بلکه زنان آنان را نیز در برمی‌گیرد.

درحالی که زنان در کشور عربستان، از هرگونه حق و حقوقی که خداوند و دین اسلام آنها را از آنها بهره‌مند ساخته، محروم هستند زنان و دختران خاندان سعودی، نه‌تنها اصول و مبادی دین اسلام، که آیین وهابیت را هم که به آن ایمان و باور دارند زیر پا می‌گذارند. برای اثبات این مدعا در ادامه اين گزارش با ما همراه باشيد:

نخستین تصویری که مشاهده می‌کنید، تصویری از دختر "سعود بن عبدالعزیز آل‌سعود" پادشاه سابق عربستان سعودی در سن 41 سالگی و مربوط به زمانی است که در دانشگاه فلوریداي آمریکا تحصیل می‌کرد.

وی دو سال پیش از سوي یکی از دادگاه‌های ایالتی آمریکا به جرم کتک‌زدن و ناسزا گفتن به خدمتکار فيلیپینی‌اش به پرداخت یک هزار دلار محکوم شد. این درحالی است که حکم اولیه دادگاه، 15 سال زندان برای این شاهزاده سعودی بود اما دخالت سفارت عربستان سعودی در آمریکا، حمل گذرنامه دیپلماتیک و بهره‌مندی از مصونیت دیپلماتیک وي موجب شد تا حکم این شاهزاده سعودی از 15 سال، به پرداخت یک هزار دلار کاهش یابد.


در دومین تصویر، شما "هند شمس‌الدین الفاسي" همسر شاهزاده "ترکي بن عبدالعزیز آل‌سعود" برادر "عبدالله بن عبدالعزیز" پادشاه سعودی را مشاهده می‌کنید که در جشن تولد خود که در بیروت، پایتخت لبنان در سال 2001 میلادی برگزار شد، درحال رقصیدن است.

جالب است، بدانید که وی تا آن سال در بیروت زندگی می‌کرد اما چون به سرقت جواهراتی به ارزش 5.5 میلیون پوند انگلیسی متهم شد و دادگاه لبنان وی را تحت پیگرد قضایی قرار داده بود، از لبنان فرار کرد.


همچنین یکی از شاهزاده‌های سعودی به نام " مشاعل دختر فیصل بن عبدالعزیز آل‌سعود" ساکن شهر لس‌آنجلس در آمریکاست و به‌عنوان نمایش دهنده لباس‌های زنانه یا همان مانکن فعالیت می‌کند.

وی در مصاحبه با یکی از مجلاتی که تصویر وی را در صفحه اولش چاپ و منتشر کرده بود، گفته بود که زنان عربستانی لباس‌های مخصوص به خود را می‌پوشند که از سراپای آنها را می‌پوشاند اما اینجا لس‌آنجلس است نه ریاض!
 
اما تصویر چهارمی که مشاهده می‌کنید از آن "ریم" دختر شاهزاده  "ولید بن طلال بن عبدالعزیز آل‌سعود" یکی از ثروتمندترین مردان جهان عرب است.

این تصویر از وی در جشن دانش‌آموختگي وی در سال 2007 ميلادي گرفته شده است.

 

اما تصویر پنجم از آن شاهزاده "سماهر" دختر شاهزاده سعودی "ترکي بن عبدالعزیز آل‌سعود" است، این تصویر از جشن دانش‌آموختگي شاهزاده سماهر در بیروت گرفته شده و درحالی که پدرش نیز در کنار او در تصویر مشاهده می‌شود.


تصویر ششم متعلق به شاهزاده "نوفه" دختر شاهزاده "بندر بن‌سلطان بن عبدالعزیز آل سعود" رئیس کنونی دستگاه اطلاعات و امنیت سعودی است که سال‌های سال سفیر عربستان سعودی در آمریکا بود و اکنون رئيس شوراي عالي استخبارات عربستان سعودي است.

شاهزاده نوفه 25 سال است که در آمریکا زندگی می‌کند و هیچ یک از خصوصیات زنان عربی را ندارد. تنها علاقه وی نقاشی است و از برخی نمایشگاه‌های نقاشی که در آمریکا برگزار شده، جوایزی دریافت کرده است.

این جدیدترین تصویری است که از این شاهزاده سعودی در دست است.


هفتمین تصویر از خاندان آل سعود مربوط به "هناء الجادر" در 39 سالگی است که همسر شاهزاده "محمد بن ترکي بن عبدالعزیز آل‌سعود" به شمار می‌آید و در تصویر وی با یک پارچه دیده می‌شود.

هناء الجادر توسط دادگاه‌ها به دلیل بدرفتاری بیش از حدش با خدمتکارانش و ضرب و شتم بیش از حد آنها محاکمه و توقیف شد.


اما تصویر شماره هشت متعلق به شاهزاده "شوق آل‌سعود" است که به نظر می‌رسد در کنار "پاریس هیلتون" یکی از دوستانش و یکی از بازیگران زن فرانسوی در سواحل فرانسه مشاهده می‌شود.

این تصویر را شماری از روزنامه‌ها و مجلات چاپ کردند و موجب خشم و غضب خاندان حاکم سعودی و نگرانی آنها از واکنش افکار عمومی داخلی و خارجی شد.



بسم الله الرحمن الرحیم-www.khademoshohada1.blogfa.com


 چرا رهبری با برخی تخلفات برخورد نمی کنند؟

دشمنان دنیاى ما، دشمنان آخرت ما، دشمنان عزت ما، دشمنان نظام جمهورى اسلامى، از نقاط ضعف ما استفاده میکنند؛ از حس شهوت ما، از حس غضب ما، از قدرت‌طلبى ما، از علاقه‌ى ما به جلوه‌فروشى و خودنمائى؛ باید مراقب باشیم. بانوان عزیز هم باید مراقب باشند، دخترهاى جوان هم باید مراقب باشند.

این زندگى میگذرد؛ لذات و سختى‌هایش همه به طرفةالعینى میگذرد. شما در دوره‌ى جوانى، این حرف را درست نمیفهمید. انسان در دوران جوانى خیال میکند دنیا ثابت است، ساکن است، همیشه همین جور است؛ به سن ما که رسیدید، یک نگاه میکنید، مى‌بینید دنیا عجب سریع میگذرد؛ چشم به هم میزنید، گذشته. خب، آن طرف: «و انّ الدّار الأخرة لهى الحیوان»؛(۷) زندگى و حیات، آنجاست. «ذلک الّذى یبشّر الله عباده»(۸) – که امروز در آیات کریمه میخواندند – بشارتهاى الهى آنجاست. هم براى آنجا، هم براى حفظ عزت کشور و پیشرفت کشور، وضع حجاب را، وضع عفاف را، وضع تقیدات و پایبندى را خانمها باید مراقبت کنند؛ این وظیفه است. خودنمائى و جلوه‌فروشى، یک لحظه است و آثار سوء آن براى کشور، براى جامعه، براى اخلاق، حتّى براى سیاست، آثار مخرب و ماندگار است؛ در حالى که ملاحظه‌ى عفاف، ملاحظه‌ى حدود شرعى در رفتار و حرکات بانوان، اگر چنانچه سختى‌اى داشته باشد، سختىِ کوتاهى است، اما آثارش، آثار عمیق و ماندگارى است. خود خانمها خیلى باید مراقبت کنند مسئله‌ى حجاب را، مسئله‌ى عفاف را؛ وظیفه‌ى آنهاست، افتخار آنهاست، شخصیت آنهاست.

حجاب مایه‌ى تشخص و آزادى زن است؛ برخلاف تبلیغات ابلهانه و ظاهربینانه‌ى مادیگرایان، مایه‌ى اسارت زن نیست. زن با برداشتن حجابهاى خود، با عریان کردن آن چیزى که خداى متعال و طبیعت پنهان بودن آن را از او خواسته، خودش را کوچک میکند، خودش را سبک میکند، خودش را کم‌ارزش میکند. حجاب وقار است، متانت است، ارزشگذارى زن است، سنگین شدن کفه‌ى آبرو و احترام اوست؛ این را باید خیلى قدر دانست و از اسلام باید به خاطر مسئله‌ى حجاب تشکر کرد؛ این جزو نعمتهاى الهى است.

دل نوشته ای زیبا در مورد بی حیایی و بی حجابی


 ما خون دلها خورده ایم ، قرارمان برای نسل نوجوان و جوان این نبود!

 من آنروز یک عشق داشتم ؛ پیروزی یا شهادت ، بعضی ها امروز هر ساعت ، عاشق و معشوق آدم های غریبه می شوند و به سادگی دل می دهند و دل ربایی می کنند!

 

من آنروز از گل و لای و خاک سنگرها بر لباسهای ساده ام لذت می بردم و بعضی ها امروز از شلوارهای لی خاک نما و پاره پوره خارجی !

 

من آنروز در جبهه زیر آفتاب داغ ، چفیه بر سر می انداختم تا نسوزم ، بعضی ها امروز رو سری از سر انداخته اند که موی سر به نامحرم نشان داده و بسوزند ودیگران راهم بسوزانند !


 

من آنروز در خط مقدم برادران غریبه زیادی را می دیدم و به همه می گفتم : خدا قوت، نه خسته برادر! ، بعضی ها امروز برای طرح دوستی ، فقط با عجله از همه می پرسند : ASL?

 

من در شب قبل از عملیات بر دستانم حنا می زدم تا در جشن پیروزی یا شهادت شرکت کنم ، بعضی ها امروز بر چهره شان هفت قلم مواد آرایشی خارجی می زنند تا به نامحرم بگویند : من های کلاسم ، نگاهم کنید !

 

من آنروز در وصیت نامه ام می نوشتم : خواهرم حجاب تو بر علیه دشمن از خون من موثر تر است ، بعضی ها امروز حتی در پروفایل شان می نویسند : همیشه به روز هستم ، دوره و زمانه عوض شده و عشق من مد گرایی و تقلید از غربی هاست !


 

من آنروز در بیسیم از بچه های پشتیبان می خواستم از طرفم برای دشمن نخود و آجر و سنگ ( آتش) بفرستند ، بعضی ها امروز به هر ناشناسی می گویند : برایم شارژ بفرست !

 

من آنروز مشامم از بوی دود و باروت پر بود و برای رسیدن به هدفم ، از آن لذت می بردم ، بعضی ها امروز از بوی الکل در انواع ادکلن های خارجی !

 

 

من آنروز خشاب و اسلحه ام را برای نابودی دشمن در بغل گرفته بودم و بعضی ها امروز سگ های نجس تزئینی گران قیمت را !


من آنروز در جبهه ، اوقات فراغتم را در چاله هایی قبر مانند ، قرآن می خواندم و اسغفار می کردم و لذت می بردم ، بعضی ها امروز در چت رو م ها به دنبال عشق ناشناس و گمشده ساعتها به بطالت ، پرسه می زنند و روم عوض می کنند !

 

من آنروز در هنگام عملیات ، در گوشی بیسیم ، یا زهرا(س) و یا حسین(ع) می گفتم و بعضی ها امروز در گوشی خود ،از نفس ، عشق ، ناز و فدایت شوم به نامحرم و ناشناس!

 

من آنروز یک دست لباس خاکی داشتم وبا آن احساس غرور ، زیبایی و عزت و شکر خدا می کردم ، بعضی ها امروز لباس های رنگارنگ خارجی و صورتی تزئین شده اما خود انگاره ای زشت که هیچگاه با تغییر مد ،از خودشان راضی نمی شوند !


من آنروز با بند انگشتانم ، با ذکر استغفرالله وقت می گذراندم و بعضی ها امروز با دگمه های بیجان موبایل برای اس ام اس های عاشقانه جدید و یا کلیدهای کیبورد برای ارسال پی ام های عمومی دعوت به دوستی در روم ها !

 

من آنروز باد گیرم را تا روی دست و پا می کشیدم تا شیمیایی نشوم ، بعضی ها امروز شلوار و مانتوی کوتاه را انتخاب کرده اند که فضا را هم آلوده کنند !

من آنروز در خط مقدم حتی مراقب عطسه هایم بودم که حضور گروهانم را به دشمن راپرت ندهم ، بعضی ها امروز بی واهمه در خیابان قه قه می زنند و با بزک وآرایش و البسه رنگارنگ ، جلب تو جه نامحرم کرده و می گویند : مرا نیز به حساب آورید ، آدمم !

 

من آنروز قبل از عملیات از حلالیت خواهی از همرزمانم و بعد از عملیات ، از شکر خدا و یاد دوستان شهیدم صحبت می کردم و بعضی ها امروز از پایان سریال های عاشقانه فارسی وان و من و تو و مارک نوشیدنی های سر میز آنها !

 

من آنروز بعد از عملیات از بلندگوهای گوشه و کنار خط ، بهر نبردی بی امان ... را می شنیدم ، و بعضی ها امروز با سیستم گوش خراش ماشین بابا ، آهنگ های رپ با الفاظ رکیک به محارم !

 

من آنروز از اطلاعات شخصی خود و دسته و گروهانم مراقبت می کردم تا دشمن از آن سوء استفاده نکند ، بعضی ها امروز حتی مشخصات و عکس های شخصی و خانوادگی شان را بی پروا در فیس بوک و توئیتر منتشر کرده تا نامحرمان و بیگانگان هم آن را ببینند !


 

من آنروز در خط مقدم ساعت ها بیدار می ماندم تا دشمن غافلگیرمان نکند بعضی ها امروز ساعتها برای ملاء عام و مد نمایی ، خود را تزئین می کنند تا نا محرمان را غافلگیر کنند!

 

من آنروز به شوق شرکت در عملیات یا به یاد همسنگران شهیدم اشک می ریختم و قصد انتقام از دشمن را داشتم ، بعضی ها امروز برای شکستهای عشقی شان افسرده اند و قصد انتقام از تمام آدمها و زمین و زمان را دارند !

من آنروز سرنگ ضد شیمیایی بر بدن خود شلیک می کردم ، بعضی ها امروز ، گونه بر رخ خود تزریق میکنند تا به چشم بیایند !

من آنروز خواب را بر چشمانم حرام می کردم تا ذلیل حمله غافلگیرانه دشمن نشوم ، بعضی ها امروز خواب را با نگاه به مانیتور کوچک موبایل برای اعلام تعهد به نامحرم ، بر خود حرام کرده اند!

نه ! این قرارمان نبود ! ما رفتیم تا شما نیز راهمان را ادامه دهید ، رفتیم تا امنیت امروز را به ارمغان بیاوریم و تو بتوانی عفت و حجاب فاطمی را بر گزینی ! رفتیم تا دشمن ، نتواند حیای شما را به بی حیایی تبدیل کند ،رفتیم تا اطاعت کنیم از قرآن و رسول و اولی الا مر ، تو هم مراعات کن ! بر گرد و اندکی بیاندیش ؛ ... ما خون دلها خورده ایم !