خط قرمز مدگرایی جامعه ایرانی کجاست؟

نوع پوشش جدید امسال عده‌ای از زنان و دختران که در میان مردم به «ساپورت‌پوشی» شهرت یافته، حرف و حدیث‌های زیادی را بوجود آورده است. عده‌ای معتقدند چنین پوششی خلاف هنجارهای متعارف اجتماعی و فرهنگی بوده و در بلندمدت ممکن است روابط سالم اجتماعی به‌ویژه بنیان خانوادگی را دچار آسیب جدی کند.

پوشیدن البسه تنگ برای زنان و دختران از سوی اغلب خانواده‌های ایرانی پذیرفته نیست و به گفته‌ی آنان سبب تحریک مشاهده‌گران شده، آنان را در معرض آسیب‌های اخلاقی و اجتماعی قرار می‌دهد. 222-178.jpg

در همین ارتباط، «محمدرضا فتحی»، یک کارشناس ارشد جامعه‌شناسی شهری در گفت‌وگو با خبرنگار ایسنا می‌گوید: مخالفان پوشش جدید، آن را نوعی محرک جنسی می‌دانند که زمینه را برای بروز آسیب‌های اجتماعی مهیا می‌کند اما این نکته نیز در بررسی گرایش جوانان به این نوع پوشش یا دیگر پوشش‌های جدیدی که تطابق چندانی با فرهنگ رسمی و عرف جامعه ما ندارند حائز اهمیت است که محرک و نیاز انسان‌ها در دو سطح فیزیولوژیکی و سطح اجتماعی قرار دارد یعنی انسان‌ها همانطور که به غذا و مسکن نیاز دارند به احترام و کسب پایگاه اجتماعی هم نیازمندند.

وی ادامه می‌دهد: افراد در جامعه، پایگاه‌های اجتماعی گوناگونی دارند، هر فرد در جامعه در مجموعه‌ای از موقعیت‌های اجتماعی هستند که اصطلاحاً «شبکۀ پایگاهی» نامیده می‌شود. برآیند ترکیبی همه‌ی این پایگاه‌های اجتماعی، رفتار و موقعیت اجتماعی فرد را در جامعه تعیین می‌کند.

این کارشناس ارشد جامعه‌شناسی شهری می‌افزاید: «ساپورت‌پوشان» در یک محله یا شهر، به‌طور انتزاعی یک شبکه‌ی پایگاهی تشکیل می‌دهند که پیوندی شکننده دارد. این شبکه‌ها چون منبعث از مُدگرایی جدید هستند اغلب زود می‌آیند و می‌گذرند. در برخی شبکه‌های پایگاه اجتماعی افراد، انسجام بیشتری دارند و این زمانی است که مجموعه‌ی پایگاه‌های اجتماعی یک فرد، هماهنگی و ارتباط هم‌سویی با یکدیگر داشته باشند. در مقابل، برخی شبکه‌های پایگاه اجتماعی تنش‌زا و حالت بحران‌زایی دارند و این وضعیت وقتی بوجود می‌آید که مجموعۀ پایگاه‌های اجتماعی یک فرد در تضاد یا تعارض با یکدیگر باشند.

فتحی در بیان نظر شخصی‌اش اظهار می‌کند: من معتقدم ساپورت‌پوشی از سوی بانوان، صرف‌نظر از محدودیت‌های فرهنگی و اجتماعی، در ذات خود نوعی اعلام هویت اجتماعی از سوی افراد است. باید پذیرفت که با گسترش شهرنشینی و رشد طبقه‌ی متوسط در جامعه ایرانی، سبک زندگی عمیقاً تغییر کرده است. به تعبیر این جامعه‌شناس «سبک زندگی» مجموعه‌ای از صورت‌های نو و بدیع است که به شکل نمونه‌های خاص در زبان، مُد، حرکات بدنی و موسیقی تجلی می‌یابد. سبک زندگی مجموعه‌ای کم و بیش از عملکردهاست که فرد برای بیان یک روایت متفاوت از خود و زندگی‌اش به کار می‌برد و پوشش‌های تازه در چارچوب مُد و مُدگرایی فقط یکی از آنهاست.

وی یادآور می‌شود: دقت کنیم که چند سال پیش هم مانتوهای کوتاه رایج و به آرامی از سوی استفاده‌کنندگان کنار گذاشته شد چون مُد، زمانی بوجود می‌آید و مدتی بعد اضمحلال می‌یابد. رویکرد جوانان و به‌ویژه دختران به استفاده از قلیان را می‌توان در همین چارچوب تببین کرد.

این کارشناس ارشد جامعه‌شناسی شهری می‌افزاید: در شهری چون ساوه یا اراک به تبع صنعتی شدن طی دو دهه‌ی پیشین، سه اتفاق مهم حادث شد، شهرنشینی، تراکم جمعیت و حاشیه‌نشینی.

فتحی ادامه می‌هد: زندگی شهری نه تنها بر سازمان اجتماعی، که بر نگرش اجتماعی افراد نیز تأثیر می‌گذارد، گروه‌ها و قومیت‌های همگن اجتماعی دستخوش تغییر می‌شود و افراد در مسیر تلاش برای رها شدن از کنترل شدید فرهنگ رسمی، به خرده فرهنگ‌ها رو می‌آورند.

وی می‌گوید: اتفاقاً خرده فرهنگ‌های جوانان، پیچیده‌ترین شکل فرهنگ غیررسمی است چون جوان از یک‌سو خود را متعلق و مقید به رعایت هنجارهای گروه مرجع می‌داند و از سویی برای رهایی از سیطره‌ی نظارت آن تلاش می‌کند. بررسی رویکرد جوانان و به‌ویژه دختران به «ساپورت‌پوشی» و مصرف قلیان در انظار عمومی، ساده‌ترین مثال‌های دم دستی برای تبیین ماجراست.

این کارشناس ارشد جامعه‌شناسی شهری تصریح می‌کند: خصوصیات زندگی شهری شامل احساس بیگانگی، رهایی، از هم‌پاشیدگی نظام فرهنگ سنتی و تنهایی در جامعه است. در این مرحله ارتباطات متصل در جامعه سنتی گسسته شده و جای خود را به رهایی داده است. رهایی از این بابت که هویت فرد از نگاه دیگران پنهان می‌ماند و شخص، خود را آزاد و رها در جمعیت انبوهی از سایرین می‌یابد و احساس آزادی به او فرصت می‌دهد برای درهم شکستن قید و بندهای زندگی سنتی در جامعه اولیه، اتفاقی که دانشمندان جامعه‌شناس اصطلاح «شوک فرهنگی» به آن اطلاق می‌کنند.

به اعتقاد فتحی هر کدام از این پدیده‌های اجتماعی به تولید رفتارهای خاص از سوی کنشگران منجر می‌شود که ایجاد هویت بصری جدید در قالب نوع پوشش، ساده‌ترین و صریح‌ترین شیوه‌ی تعریف پایگاه اجتماعی خویشتن برای مخاطبان است.

وی می‌گوید: دقت کنیم که مثلاً داشتن اتومبیل آخرین مدل برای نمایش پایگاه اجتماعی و توسل به ابزارهای ثروت و قدرت برای تعریف منزلت، پایگاه اجتماعی و تفاخر شخصی قطعاً برای همگان ممکن نیست اما با ابزار پوشش و لباس، شخص با کمترین هزینه به ارضای نیاز درونی خویش برای هم‌رنگی اجتماعی می‌پردازد یعنی تبعیت از خرده فرهنگ جاری و ساری در زیر پوست جامعه. نهایتاً در تراکنش میان فرد، جامعه و هنجارهای موجود، شخص به خرده فرهنگ‌های زندگی شهری رو می‌آورد تا از اضطراب درونی خویش بکاهد.

این کارشناس ارشد جامعه‌شناسی شهری می‌گوید: خرده فرهنگ‌ها در زندگی شهری با سه کارکرد مبارزه با احساس بیگانگی، تأمین نیازهای اولیه، اصلی و هویت‌بخشی جدید به کمک افراد شهری می‌آیند. از همین‌رومعتقدم «ساپورت‌پوشی» صرفاً یک خرده فرهنگ شهری است نه بیشتر. ‌فرد در مواجهه با احساس بیگانگی از جامعه، به هم‌رنگی اجتماعی رو می‌آورد، خود را در جامعه رها ساخته، به تعبیر عامیانه برای این‌که رسوا نشود، خود را هم‌رنگ جماعت می‌کند.

فتحی دلیل دیگر بر انتخاب این نوع پوشش را، فرض بر مقاومت فرهنگی در برابر نهاد فرهنگ رسمی جامعه می‌داند و می‌افزاید: وقتی شخص دریابد که فرهنگ حاکم بر جامعه به دنبال مهار کردن او به تبعیت از هنجارهای تعیین شده از پیش است لاجرم دست به نوعی مقاومت فرهنگی در مقابل آن می‌زند. به‌ویژه جوانان، تسلیم محض در برابر فرهنگ سنتی را برنمی‌تابند و مترصد فرصتی برای نمایش سرپیچی از هنجارهای موجود می‌مانند.

به گفته‌ی این معلم نمونه‌ی کشوری، «ساپورت‌پوشی» دقیقاً چنین ابزاری را در اختیار افراد می‌گذارد، برای یک دختر جوان دانشجو یا دانش‌آموز این نوع پوشش، فرصتی برای اعلان هویت مستقل اجتماعی از طریق درهم شکستن هنجارهای اجتماعی است. جوان یا نوجوان وقتی می‌فهمد که ساپورت پوشیدن زیر نگاه تیزبین دیگر کنش‌گران اجتماعی است متقابلاً با چنین پوششی سعی می‌کند سیگنال‌هایی دال بر محکوم کردن هنجارهای سنتی و حتی مقبول اجتماعی را به بینندگان ارسال کند تا قرائت رسمی از فرهنگ غالب را نفی کرده باشد.

فتحی می‌افزاید: اما شیوه‌ی برخورد فرهنگ رسمی با چنین نوع پوشش و مُدگرایی، نحوه رفتار بعدی کنشگران اجتماعی را تعیین می‌کند، اگر نحوه‌ی برخورد، جنبه‌ی اقناعی داشته باشد، کنش‌گران را به تأمل در تداوم رفتار واداشته و اگر جنبه‌ی اجبار و آمرانه داشته باشد، دو شیوه‌ی رفتاری ممکن است حادث شود یا شخص را به مقاومت بیشتر و قوی‌تر برای متلاشی کردن هنجارهای سنتی واداشته یا او را به فردی منزوی، افسرده و گوشه‌گیر تبدیل می‌کند که رفتار بعدی او در قالب پناه بردن به تفریحات ناسالمی چون مصرف روانگردان، قلیان و حتی مواد مخدر به دور از چشم ناظران فرهنگ رسمی، تجلی می‌یابد.

وی می‌افزاید: پیامدهای شدیدتری که بر احساس ناتوانی فرد در مواجهه بر شوک فرهنگی مترتب است می‌تواند در آسیب‌هایی چون خودکشی، خیانت به همسر و حتی ارتکاب جرایم خشن ظاهر شود.

این کارشناس ارشد جامعه‌شناسی شهری با بیان این‌که «ساپورت‌پوشی» در ذات خود گرایش به نوعی مُد لباس است که امری عادی و رایج در جوامع امروزی تلقی می‌شود، یادآور می‌شود: طبعاً پوشش صددرصد متناسب با هنجارهای فرهنگی و مذهبی در جامعه ما امری مطلوب، ایده آرمانی و هدف غایی است اما آنچه امروز به عنوان واقعیت موجود قابل مشاهده است، الگوپذیری کنش‌گران اجتماعی از رسانه‌های جمعی، تنوع‌طلبی و تغییر مداوم ذائقه در پوشش، غذا و تفریحات مدرن است.

فتحی خاطرنشان می‌کند: با پدیده‌های زندگی مدرن شهری باید عالمانه برخورد کرد.

خانم‌ها حتما بخوانند


حجاب داشتن مد است و این بی حجابی است که برای زمان قبل از اسلام است که به این نکته خداوند هم در قرآن اشاره کرده است.
وقتی کتابخانه اش را نگاه می کردم غیر از رمان ها و افسانه های خارجی، چیز دیگری به چشم نمی خورد. موقع خداحافظی یک کتاب با موضوع داستان هایی از حجاب به او دادم؛ شاید یک سوم قطر یکی از رمان هایش را هم نداشت،

با اکراه قبول کرد بعد گفت:

نمی دونم کی می خواهی از این کارات دست برداری؛ و در عصر الان زندگی کنی ما که برای عصر قجر نیستیم تا حجاب داشته باشیم؛ عزیزم در این زمان حجاب معنایی ندارد.

با خنده گفتم:

به قول شهید مدرس زمانی می رسد که مساجد و تکایا و.....به عنوان منع خرافات بسته خواهد شد، اما سیل ها از رمان ها و افسانه های خارجی به این کشور جاری خواهد گشت که افکار غربی را در ذهن آنان پرورش می دهد و به سوی فرار از اسلام آنان را سوق می دهد. (۱)

نگاهی به کتابی که در دستش بود انداخت و فکر کنم در ذهن، کتابخانه اش را مرور کرد.

گفتم عزیزم: حجاب داشتن مد است و این بی حجابی است که برای زمان قبل از اسلام است که به این نکته خداوند هم در قرآن اشاره کرده است.

وَ لَا تَبَرَّجنَ تَبَرُّجَ الجَاهِلِیَّهِ الاُولَی وَ..... (۲)

و مانند روزگار جاهلیت (قدیم)زینت های خود را آشکار مکنید.


پی نوشت :
(۱)برگرفته از سخنان آیت الله مدرس (حکایت کشف حجاب)
(۲)سوره احزاب آیه 33


                                         اوج تابستان داغ بدحجابی با مانکن‌های شبرنگ

معمولاً نیروهای پلیس یا نیروهای خدماتی چون رفتگران در شهرها، از نوارهای شبرنگی در لباس‌هایشان استفاده می‌شود تا در نقاط کور و تاریک خیابان‌ها دیده شوند اما این روزها کاربرد رنگ‌ها هم دست‌خوش تغییر شده است.

خبرگزاری فارس: اوج تابستان داغ بدحجابی با مانکن‌های شبرنگ

  اگر تابستان سال گذشته از بدحجابی در جامعه اسلامی می گفتیم نهایت آن شال‌های باریک روی سر، مانتوهای جذب و آستین کوتاه و شلوارهای تنگ بود، چند سال قبل از آن شلوارها و مانتوهای کوتاه با روسری‌های کوچک و قبل تر از آن مصداق بدحجابی تنها بیرون گذاشتن موی سر به شمار می‌رفت.

هر سالی که به جلو می رویم بدحجابی‌ها شکل و شمایل وقیحانه تری به خود می‌گیرند تا جایی که دیگر با سری به مانتوفروشی ها متوجه می شویم که باید با چیزی به نام «دکمه» در مانتوها خداحافظی کنیم، مانتو هم دیگر معنای خود را از دست داده است و بیشتر شبیه شنلی شده است که تنها روی شانه ها آویزان می شود و از روبرو چیزی به نام «مانتو» دیده نمی‌شود.

شلوار زنانه هم جای خود را به پوششی به نام «ساپورت» داده است پوششی که علی رغم ترجمه آن هیچ حفاظتی برای شخص مصرف کننده ندارد و حتی جذاب تر از برهنگی برای افراد است. شال و روسری هم تنها تکه پارچه ای شده‌اند که وسط سر را می پوشانند و موها و گردن را جذاب‌تر از بی‌حجابی به نمایش می گذارند.

اگر در سالهای پس از انقلاب اسلامی در ایران رنگ‌های حضور در جامعه در سفید، قهوه ای، طوسی و مشکی خلاصه می شد در دوران اصلاحات، استفاده از رنگ‌های متنوع در اجتماع متداول شد و این روزها با آغاز دولت یازدهم استفاده از رنگ‌ها به اوج خود رسیده است و رنگ‌های شبرنگ از سرخابی تا سبز فسفری تبدیل به مد روز شده است.

رنگین کمان ویترین‌ها

میدان هفت تیر تهران یکی از بورس های مانتوفروشی است که از بالای شهر و پایین شهر خریداران خودش را دارد، ویترین ها رنگین کمان مانتو، شال سر و ساپورت هستند، وارد یکی از مغازه ها می‌شویم قیمت ها از 80 هزار تومان شروع و بنابر جنس و کاری که برده است گران تر می شود فروشنده ها تلاش می‌کنند تا بفهمند دنبال چه مدل مانتو و یا ساپورتی هستیم به یکی از آنها می گویم: ببخشید مانتوی دکمه‌دار می خواهم. فروشنده جواب می دهد: آهان! اداری می خواهید؟ می گویم: مگر فقط در اداره باید دکمه دار پوشید؟ فروشنده می گوید: من نمی‌دانم خانم، مدل‌های ما همین هاست، جلویش بند دارد دیگر کسی دکمه‌دار نمی‌پوشد!

فروشنده دیگر می‌گوید: خیلی‌ها تازه می‌آیند می‌گویند مانتویی که همین بند را هم نداشته باشد ندارید؟

یکی دیگر از بورس‌های مانتوفروشی در تهران، چهارراه امیراکرم است که اگر کسی حوصله گشتن داشته باشد لابه‌لای مانتوهای مغازه‌های این محدوده می‌توان مانتوهای شبیه مانتو که هم آستین داشته باشد و هم دکمه را پیدا کرد.

عفاف، رنگ باخته است / اتاق پرو؛ وسط مغازه مانتوفروشی

علی رغم آنکه همه مغازه‌های مانتوفروشی اتاق پرو دارند تا مشتری قبل از خرید، لباس را بپوشد و امتحان کند اما ظاهراً با همه گیر شدن مانتوهای بدون دکمه و جلوباز، این اتاق‌ها هم کاربری خود را از دست داده‌اند چون بخش عمده مشتریان این مانتوها را همان وسط مغازه می‌پوشند و انتخاب می‌کنند.

البته این اقدام مورد اعتراض خود مغازه داران قرار می‌گیرد و به این خانم ها این طور تذکر می‌دهند که «به خاطر خرید یک مانتو ما را از نان خوردن نیندازید الآن یک مأمور ببیند در مغازه را می بندند ما بدبخت می شویم» ولی این تذکر هم مثل تذکری که مقابل در ورودی تمام مغازه‌های لباس فروشی زده شده است «رعایت حجاب اسلامی الزامی است» خیلی کارساز نیست.

خانم مانتویی حدود 50 ساله‌ای که مشغول انتخاب مانتوی مناسب برای دختر نوجوانش هست درباره مدل های موجود مانتو در بازار می گوید: من خودم خیاطی می کنم و مانتوهای خودم را هم خودم می دوزم اما دخترم اصرار دارد که از مدل های مانتوی حاضری بخرد چون دوستانش این طور لباس می پوشند من هم سعی می کنم حداقل از بین مدل ها و رنگ های فعلی مدلی که کمتر جلب توجه کند را کمک کنم انتخاب کند. ولی باید بپذیریم که با این وضع مغازه‌ها و جامعه از دست پدر و مادر در نوع پوشش بچه ها کاری برنمی‌آید.

آقای فروشنده هم می‌گوید: ما به بازار نگاه می کنیم و مدل های مانتو را به مغازه می آوریم این مدلهای بدون دکمه و شنلی، ارزان تر هستند و رغبت بازار هم نسبت به اینها خوب است.

بیشتر که با فروشنده ها و خریداران صحبت می کنیم مستأصل بودن مردم در برابر موج بی بند و باری را کامل تر حس می کنیم. چرخه ای معیوب و خراب.

عده ای با برنامه ریزی دقیق، مدل یا مدل هایی از لباس را تبدیل به الگو می کنند و مدام در برنامه های ماهواره ای خود از آن استفاده می کنند، بخشی از این لباس ها به شکل قاچاق وارد کشور ما می شود و بخشی دیگر دانسته یا ندانسته توسط تولیدکنندگان داخلی کپی برداری و تولید می شود، مدل ها به مغازه ها و بازار فروش راه می یابند عده ای آنها را بر تن می کنند و در شهر جولان می دهند و بعد از مدتی مثل یک ویروس واگیردار با قیمتی ارزان تر از پوشش اسلامی همه جا را فرا می گیرند و مثلاً «مد روز» می شوند تا حدی که دیگر  پیدا کردن یک لباس اسلامی کیمیا می شود و این موج، تلاش می کند سبک ترها را با خود ببرد.

آنچه در قانون قید شده است مسئولیت 26 نهاد در رابطه با قانون گسترش حجاب و عفاف است اما همه تا حرف از برخورد با بدحجابی و گسترش عفاف در جامعه می شود انگشت به سمت نیروی انتظامی دراز می کنند برای اینکه مبادا مسئولان سایر دستگاه ها از صدا و سیما و وزارت ارشاد گرفته تا وزارت بازرگانی از خواب زمستانی در برابر بی حجابی های فصلی بیدار شوند.

بدحجاب‌ها زیبا هستند؟

زمانی می گفتند بدحجاب ها زیبایی‌های خود را به رخ رهگذران می کشند اما آیا واقعاً بدحجاب های امروزی زیبا هستند یا ترسناک؟ می گویند زیبایی از چشم آقایان با خانم ها فرق دارد به همین دلیل از آقایان درباره بدحجاب ها می پرسیم.

یک آقای جوان دانشجو معتقد است که قیافه همه بدحجاب ها را تقریبا می شود به 2 یا 3 گروه تقسیم کرد چون تقریبا تیپ و ظاهرشان تقلیدی است حتی عمل های جراحی که روی صورتشان هم انجام می دهند آنها را بیشتر به هم شبیه کرده است.

وی درباره اینکه آیا تذکر و برخورد با این افراد، تاثیری بر رفتار آنها می گذارد هم پاسخ می دهد: فکر نمی کنم شاید برای همان موقع تذکر، خودشان را جمع و جور کنند اما دو قدم آن طرف تر تازه لج می کنند و بدتر از قبل تیپ می زنند.

آقای طلافروشی هم که خودش دختران نوجوان و جوان دارد، می گوید: من گاهی وقت ها از دیدن بعضی قیافه ها واقعا می ترسم بعضی از خانم ها که برای خرید می آیند 100 لایه آرایش کرده اند یا لباس هایی می پوشند که من شرمم می آید به چشمم بخورد. باید اینها را از سطح جامعه جمع کنند وگرنه کل جامعه را فاسد می کنند.

خانم های بدحجاب عمدتا بر این اعتقاد هستند که حجاب، امری شخصی است و آنها دوست دارند با ظاهری آراسته و زیبا وارد جامعه شوند، اما جدا از اینکه جامعه، فضایی عمومی با قوانین و هنجارهای خاص خود است بیشتر آقایان معتقد هستند که نگاهشان به این بد حجاب های رها در جامعه بیشتر از روی تعجب و تأسف است نه از روی تحسین به خاطر زیبایی.

بدحجابی در جامعه اسلامی و بروز کمبودهای فردی

شهرام عزیزی جامعه شناسی است که می گوید: در تمام دوره های تاریخی افراد و گروه های خاصی از جامعه که کمبودهایی از نظر جایگاه اجتماعی داشته اند تلاش کرده اند تا با متمایز کردن خود از سایر مردم، دیده شوند امروزه نیز کمتر کسانی که موقعیت اجتماعی داشته باشند تلاش می کنند تا با پوشیدن لباس های محرک و آرایش های تند و زننده در مقابل چشم های مردم جامعه ای که حجاب، قانون و عرف آن است ظاهر شوند.

وی ادامه می دهد: استفاده از رنگ موهای آبی، قرمز، بنفش یا استفاده از بدلیجات روی بینی و لب ها و یا حتی اینکه گوش هایشان را چندین سوراخ می کنند تا تعداد زیادی گوشواره از آن آویزان کنند و از روسری بیرون بگذارند، تمام این ها نشانه خود کم بینی هایی است که این طور در افراد بروز می کند. آنها از اینکه دیده شوند لذت می برند نه از اینکه با چه نیتی به آنها نگاه می شود.

عزیزی تصریح می کند: این موضوع کمبودهای شخصیتی در جامعه اسلامی به این شکل بروز می کند در جوامع غربی هم که بحث بدحجابی مطرخ نیست، افراد کمبودهایشان را با گرایش به فرقه های شیطان پرستی و گروه های منحرف دیگر با شکل و شمایل ویژه جبران می کنند.

کلید مشکل بدحجابی

قانون راهکارهای اجرایی گسترش فرهنگ عفاف و حجاب در 13 دی 1384 به تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی رسیده است و برای 26 دستگاه و سازمان، وظیفه تعیین کرده است اما در این سالها تنها نیروی انتظامی با راه اندازی گشت های ارشاد به وظیفه اش در تذکر به بدحجاب ها عمل کرد و فرهنگ سازی ها و سایر اقدامات توسط دیگر دستگاه ها فراموش شد و حتی عده ای از مسئولان، مانع از ادامه این برخوردها نیز شدند.

آیت‌الله العظمی مکارم شیرازی، مرجع تقلید شیعیان هفته گذشته در جوار حرم رضوی با بیان اینکه مفاسد جامعه به دلیل بی‌بند و باری است، فرمودند: خداوند از آن‌هایی که در این چند سال اخیر نسبت به مسئله حجاب بی‌اعتنایی کردند و هرگاه شخصی قصد داشت بر ضد بی‌حجابی قیام کند و مانع شدند، نگذرد و آن‌ها را نیامرزد.

ایشان از دولت جدید خواستند تا به مسئله حجاب رسیدگی کند.

با این اوصاف، تابستان داغ بدحجابی امسال به اوج بی بند و باری رسیده است و این افراد، جز نگاه های تأسف بار مردم متدین جامعه، مانعی را بر سر راه خود نمی بینند، جامعه امروز هم تجربه پیش از سال 84 در رها کردن موضوع حجاب را دارد و هم تجربه بعد از آن با بگیر و ببندهایی که سرانجامی جز رها کردن مجدد موضوع نداشت، اوضاع بدحجابی امروز نیاز به اقدامی اورژانسی دارد و چهره سالم اجتماع، خواسته خانواده های ایران اسلامی است که باید دید حجت الاسلام روحانی رئیس جمهور اعتدال گرای دولت یازدهم چه راهکار و تدبیری برای حل مسئله آن دارد.

حجابی‌ که‌ در شأن‌ یک‌ زن‌ مسلمان‌ است‌ را حفظ‌ کنید


شهید عبدالله آقابرارپور در وصیت‌نامه خود نوشت: وصیت‌ من‌ به‌ خواهرانم‌ این‌ است‌ که‌ آن‌ حجابی‌ که‌ در شأن‌ یک‌ زن‌ مسلمان‌ است‌ را حفظ‌ کنید و همیشه‌ و در همه‌حال‌، خدا را به‌ یاد داشته‌ باشید.

                                                                                                                                                                                  

خبرگزاری فارس: حجابی‌ که‌ در شأن‌ یک‌ زن‌ مسلمان‌ است‌ را حفظ‌ کنید

روحانی شهید عبدالله آقابرارپور، فرزند میرزا، در سال 1350 در حومه«کیاسر» از توابع شهرستان قائم شهر دیده به جهان گشود.

دوران کودکی خویش را با مشکلات و مشقت‏های فراوان و بارنج و زحمت پدر و مادر پشت سر گذاشت. در سه سالگی دچار بیماری سختی شد، تا آنجا که همگی از درمانش ناامید شده و فقط دست توکل به سوی خداوند دراز کردند.

پدر و مادرش دستان نیاز را به درگاه معبود و ائمه اطهار(ع) دراز می‌کردند که دعاها مستجاب شد و عمر دوباره‏ای به این فرزند زیبا داده شد. این کودک خردسال در شش سالگی وارد مدرسه محله خود شد و دوران ابتدایی را در آنجا گذراند. از سن ده سالگی نماز می‏خواند و حتی به مسجد محلّه می‏رفت و نمازش را به جماعت می‏خواند.

از همان نوجوانی، همیشه به پدر و مادر اصرار می‏کرد که او را به حوزه بفرستند تا بتواند درس‏های حوزه را بخواند. بعد از اتمام کلاس اول راهنمایی، وارد حوزه علمیه کوتنا می‏شود و به مدت سه سال از محضر اساتید آنجا، به ویژه آقای سلیمانی بهره‌مند‏ گردید.

آن هنگام که عاشقان کوی یار به ندای رهبر خویش لبیک گفتند و به میادین عشق و ایثار شتافتند، این شهید عزیز یکی از روزها به منزل آمد و پس از تعریف خوابی که دیده بود، از خانواده‏اش خواست که با رفتن وی به جبهه مخالفت نکنند.

پدرش را راضی کرد و شادمان به طرف منزل برادر خود به راه افتاد تا برای نام‌نویسی در بسیج آماده شوند. با شور فراوان برای تعلیم دوره آموزشی به پادگان آموزشی سپاه واقع در«بندپی» بابل رفت و بعد از اتمام آموزشی، به جبهه اعزام شد.

با رفتن او به جبهه، صفا و روشنایی هم از خانه رخت بست و همگی ناامید و مأیوس، چشم به در دوخته بودند تا ببینند پرنده سبکبالشان چه وقتی از سفر بر می‏گردد. همه می‏دانستند ایشان حتماً به شهادت می‏رسد، امّا باز هم خدا را شکر می‏کردند که چنین سعادتی نصیب وی می‏شود.

درختان ، زرد و خشک شده بود، آب چشمه‏ها خشکید و کبوتران در آشیان سمت آسمان می‏نالیدند. از رفتن ایشان به جبهه چیزی نگذشته بود که جسد پر از بوی عطر و گلاب را برای پدر و مادر به ارمغان آوردند. مرغ جانش در 12/4/1367 شلمچه به پرواز در آمد و تا بی نهایت سیر کرد. پیکر پاکش پس از تشییع بر فراز دستان مردم قدرشناس، در گلزار شهدای «موحدین» به خاک سپرده شد.

وصیت‌نامه

«الذین‌ امنوا یقاتلون‌ فی‌ سبیل‌ الله‌ والذین‌ کفروا یقاتلون‌ فی‌ سبیل‌ الطاغوت‌ فقاتلوا اولیاء الشیطان‌ ان‌ کید الشیطان‌ کان‌ ضعیفاً» اهل‌ ایمان‌ در راه‌ خدا و کافران‌ در راه‌ شیطان‌ جهاد می‌کنند. پس‌ شما مؤمنان‌ با دوستان‌ شیطان‌ بجنگید و ازآنها هیچ‌ بیم‌ واندیشه‌ مکنید که‌ مکر و سیاست‌ شیطان‌ بسیار ضعیف‌ است‌.

با حمد و ستایش‌ به‌ درگاه‌ ایزد منان‌ و دانا و حی‌ّ توانا و سلام‌ بر آخرین‌ منجی‌ عالم‌ بشریت‌، آقا امام‌ زمان‌ (عج‌) نایب‌ برحقش‌ امام‌ امت‌، خمینی‌ بت‌ شکن‌، این‌ قلب‌ تپنده‌ امت‌ اسلام‌، یار و یاور مستضعفان‌ و بنیان‌گذار جمهوری‌ اسلامی‌ ایران‌و با سلام‌ بر رزمندگان‌، این‌ شیران‌ روز و زاهدان‌ شب‌ و با سلام‌ بر شهدای‌ صدر اسلام‌ تا کربلای‌ حسینی‌ و از آنجا تا کربلای‌ایران‌ زمین‌.

هر انسان مسلمانی باید برای خود وصیت نامه ای داشته باشد

اما بعد، از آنجایی‌ که‌ هر انسان‌ مسلمانی‌ باید برای‌ خود وصیت‌نامه‌ای‌ داشته‌ باشد، این‌ حقیر هم‌ تصمیم‌ گرفتم‌ که‌ یک‌وصیت‌نامه‌ در چند سطر بنویسم‌. این‌ حقیر، عبدالله‌ آقابرارپور، متولد سال‌ 1350 بنا به‌ دستور حضرت‌ امام‌ که‌ فرمودند:«جنگ‌ از اهم‌ واجبات‌ دین‌ است‌»، بر آن‌ شدم‌ که‌ به‌ سوی‌ جبهه‌ حرکت‌ کنم‌؛ یعنی‌ بر خود واجب‌ دانستم‌ که‌ به‌ سوی‌ جبهه‌روانه‌ شوم‌.

صلاح مؤمنان در صبر است

اولین‌ وصیت‌ من‌ به‌ پدر و مادر می‌باشد؛ پدر و مادری‌ که‌ از دوران‌ کودکی‌ مرا با اسلام‌ و قوانین‌ اسلام‌ آشنانموده‌اند و به‌ من‌ آموختند که‌ چگونه‌ با مردم‌ رفتار کنم‌ و سختی‌ها و مشکلات‌ چگونه‌ برخورد کنم‌.

پدر و مادر بزرگوارم‌،امیدوارم‌ به‌ بزرگواری‌تان‌ مرا ببخشید که‌ نتوانستم‌ زحماتی‌ که‌ در دوران‌ کودکی‌ برایم‌ متحمل‌ شدید را جبران‌ کرده‌ و آن‌ وظایفی‌ که‌ یک‌ فرزند باید در قبال‌ پدر و مادر انجام‌ دهد را انجام‌ ندادم‌. من‌ شرمنده‌ آن‌ همه‌ مهر و محبتی‌ هستم‌ که‌ شما به‌ من‌عطا نمودید.

مادر عزیزم‌، در زندگی‌ صبور باشید که‌ صلاح‌ مؤمنان‌ در صبر است‌ و همانا خداوند با صابران‌ است‌: «ان‌ الله‌ مع‌الصابرین‌».

به فکر آخرت باشید و به دنیا دل مبندید

اما وصیت‌ دوم‌ من‌ به‌ برادران‌ عزیزم‌ می‌باشد؛ برادران‌ گرامی‌، همیشه‌ پشتیبان‌ ولایت‌ فقیه‌ باشید و جبهه‌ها را گرم‌نگهدارید. گول‌ زر و زیور و زیبایی‌ دنیا را نخورید و دل‌ به‌ این‌ دنیای‌ ناچیز مبندید که‌ جز پشیمانی‌، سود دیگری‌ نخواهدداشت‌.

این‌ دنیا محل‌ امتحان‌ است‌. خداوند در قرآن‌ می‌فرماید: «بعضی‌ها فکر می‌کنند به‌ مجرد این‌ که‌ گفتند «آمنّا» یعنی‌ایمان‌ آوردیم‌، آنها را رها می‌کنیم‌؛ خیر، ما بندگان‌ را امتحان‌ می‌کنیم‌. یکی‌ را در آسایش‌ و راحتی‌ و ناز و نعمت‌ و دیگری‌ را درقطع‌ نعمت‌ سختی‌ها و مشکلات‌». پس‌ برادران‌، به‌ فکر آخرت‌ باشید و دل‌ به‌ این‌ دنیا مبندید.

حجابی‌ که‌ در شأن‌ یک‌ زن‌ مسلمان‌ است‌ را حفظ‌ کنید

اما وصیت‌ من‌ به‌ خواهرانم‌ این‌ است‌ که‌ آن‌ حجابی‌ که‌ در شأن‌ یک‌ زن‌ مسلمان‌ است‌ را حفظ‌ کنید و همیشه‌ و در همه‌حال‌، خدا را به‌ یاد داشته‌ باشید تا به‌ مقام‌ والای‌ انسانیت‌ برسید که‌ رسیده‌اید. به‌ گفته‌ فاطمه‌ زهرا(س‌): «هنگامی‌ زن‌ به‌خدا نزدیک‌تر است‌ که‌ مراقب‌ عفت‌ و حجاب‌ خودش‌ باشد».

خواهرانم‌، بهترین‌ زینت‌ زن‌ حفظ‌ حجابش‌ است‌، نه‌ چیز دیگر پس‌ مراقب‌ حجاب‌ خودتان‌ باشید که‌ خدای‌ نکرده‌ مورد لعن‌ و نفرین‌ خدا قرار نگیرید.

و اما وصیت‌ من‌ به‌ برادران‌ رزمنده‌ای‌ استان‌ لاله‌خیز مازندران‌ و حومه‌: اولاً باید عرض‌ کنم‌ که‌ من‌ کوچک‌تر از آنم‌ که‌ به‌ایشان‌ وصیتی‌ داشته‌ باشم‌، ولی‌ می‌خواهم‌ دو مطلب‌ را به‌ عرضشان‌ برسانم‌.

اول‌ این‌ که‌ ای‌ برادران‌ رزمنده‌، مانند شیر به‌دشمن‌ حمله‌ور شوید و به‌ آنان‌ مجال‌ حرکت‌ و سازماندهی‌ را ندهید. آنها را تار و مار سازید و مهر و محبت‌ را در میان‌ خودپایدار سازید تا مصداق‌ آیه‌ شریفه«محمد رسول‌ الله‌ والذین‌ معه‌ اشدّاًء علی‌ الکفار رُحْمَاءُ بینهم‌» باشید.

خداوند در قرآن‌ می‌فرماید: «ای‌ کسانی‌ که‌ ایمان‌ آوردید، چرا وقتی‌ که‌ به‌ شما امر می‌شود که‌ برای‌ جهاد در راه‌ خدا و دین‌خدا بی‌درنگ‌ خارج‌ شوید، به‌ خاک‌ زمین‌ دل‌ بسته‌اید؟ آیا به‌ جای‌ حیات‌ ابدی‌ آخرت‌، به‌ زندگی‌ دنیا راضی‌ شدید؟ متاع‌دنیا، نسبت‌ به‌ عالم‌ آخرت‌ البته‌ اندک‌ و ناچیز است‌».

و این‌ مطلب‌ مهم‌ است‌ که‌ خداوند می‌فرماید: «الا تکفروا یعذبکم‌ عذاباً الیما. » اگر در راه‌ دین‌ خدا به‌ جهاد نروید، خدا شما را به‌ عذابی‌ دردناک‌ معذب‌ خواهد کرد. و بالعکس‌، آنهایی‌ که‌ به‌ نبردبرخاسته‌اند، خداوند آنها را مورد رحمت‌ خویش‌ قرار می‌دهد«ولئن‌ قتلتم‌ فی‌ سبیل‌ الله‌ اوُمتّم‌ لمغفره‌ من‌ الله‌ و رحمه‌ خیر ممایجمعون‌.»

پشتیبان ولایت فقیه باشید

و اما وصیت‌ من‌ به‌ امت‌ حزب‌الله‌ این‌ است‌ که‌ هیچ‌ وقت‌ این‌ امام‌ مظلوم‌ و اسلام‌ مظلوم‌ را تنها نگذارید و همیشه‌ یار، یاور و پشتیبان‌ ولایت‌ فقیه‌ باشید.

در دعاهای‌ کمیل‌ و توسل‌ و ندبه‌ و دیگر دعاها و حتی‌ در نماز شب‌های‌تان‌ این‌ پیر جماران‌ رادعا کنید و طول‌ عمر وی‌ و پیروزی‌ رزمندگان‌ را از خدا بخواهید تا مصداق‌ آیه‌ «اطیعوالله‌ و اطیعوالرسول‌ و اولی‌ الامر منکم» شوید. خداوندا، لباس‌ مقدس‌ بسیجی‌ را لباس‌ دامادی‌ام‌، سنگر را حجله‌ عروسی‌ام‌، و نقل‌ و نبات‌ عروسی‌ام‌ را گلوله‌های‌سلاح‌های‌ دشمن‌ قرار ده‌ و از گناهانم‌ درگذر و بهشت‌ اعلی‌علیین‌ را نصیبم‌ کن‌.

استان: مازندران شهرستان: قائمشهر تولّد: 1350 شهادت: 2/5/1367 ـ ‌شلمچه.

اصناف به افراد بدحجاب جنس نفروشند

جانشین سازمان بسیج اصناف کشور با اشاره به نقش اصناف در مقابله با بدحجابی گفت: اصناف باید به افراد بدحجاب جنس نفروخته و یا بی محلی کنند.

 

غلامرضا حسن‌پور اشکذری در همایش بسیج اصناف خراسان شمالی در محل سالن اجتماعات مجامع امور صنفی بجنورد اظهار کرد:‌ البته در کنار این اقدام اصناف می‌توانند با نصب برخی از احادیث وتوصیه‌های دینی بدحجابان را به رعایت شعائر در مورد حجاب دعوت کنند.  

 

وی نقش اصناف را در پیشبرد امر به معروف و نهی از منکر در فضای جامعه مهم خواند و گفت: باید اصناف به تکلیف خود در این راستا به شایستگی عمل کرده تا فضایی متناسب با شأن جامعه اسلامی داشته باشیم.

 

حسن‌پوراشکذری با اشاره به نامگذاری امسال به نام حماسه اقتصادی، حمایت از مشاغل خانگی و حمایت از تولید ملی را از سوی فعالان بخش بازار و اقتصادی مهم خواند.

وی اظهار کرد: بازار لازم است تا نقش خود را در این حوزه به خوبی ایفا تا نقشه‌های دشمنان برای آسیب رساندن به بخش اقتصادی بی اثر بماند.

جانشین سازمان بسیج اصناف کشور همچنین با بیان اینکه اگر دشمنان بخواهند به دین ما حمله کنند، به تمام دنیا حمله خواهیم کرد، گفت: همه در مقابل زیاده‌خواهی دشمنان ایستادگی کرده و کوتاه نخواهیم آمد.

وی بر برپایی نماز اول وقت و رعایت مسائل دینی از سوی بسیجیان جامعه اصناف هم تاکید کرد و افزود: بی تردید عمل به سفارشات دینی ما را در مقابل تمامی وسوسه‌های شیطانی بیمه می‌کند.

حسن‌پوراشکذری حوادث مصر را هم مورد اشاره قرار داد و گفت: یکی از مهم‌ترین دلایل شکست اخوان المسلمین غفلت از رهبری بود.

وی اظهار کرد: دشمنان اسلام نیز از این نقیصه سوءاستفاده کرده و به اخوان المسلمین شکست وارد کردند.

رئیس سازمان صنعت، معدن و تجارت خراسان شمالی هم سالروز تشکیل بسیج اصناف را تبریک گفت و اظهار کرد: بسیجیان جامعه اصناف آمادگی دفاع از ارزش‌های انقلاب و اسلام را دارند.

سیداسماعیل حسینی همچنین حساسیت اصناف در حوزه امر به معروف به منظور تقویت و تحکیم مبانی و ارزش‌های دینی و اسلامی را ضروری خواند.

خشم حزب‌الله علیه ساپورت بانوان

«یه جوری ساپورت توی ایران مد شد که هیچ‌کس نفهمید از کجا اومده. امروز خیلی اتفاقی، یکی از قسمت‌های آکادمی موسیقی گوگوش را که ‌اواخر سال گذشته از شبکه "من و تو" پخش شد رو می‌دیدم. در کمال ناباوری دیدم که تمام خانم‌ها شلوار ساپورت پوشیدن! از یکی از دوستان آرشیو کامل آکادمی ‌رو گرفتم و تا آخر نگاه کردم. دوستان عزیز! باید خدمت‌تون عرض کنم که خانم‌ها در در تمامی سکانس‌های آکادمی موسیقی گوگوش، شلوار ساپورت به تن دارن! حالا فهمیدید از کجا خوردیم ... .  چند روز پیش نیروی انتظامی دو دختر جوان را که با ساپورت‌هایی منقش به پرچم اسراییل در میدان ونک در حال تردد بودند، دستگیر کردند تا برخورد با پروژه ‌اندام‌نمایی زنان در خیابان‌های تهران، رنگ و بویی جدید به خود بگیرد.» این جمله‌ها، بخش‌هایی از دو  نوشته اعتراضی علیه ساپورت پوشیدن دختران، از «آبدانان» در استان ایلام تا تهران، پایتخت ایران است که‌این روزها در در بسیاری از سایت ها و وبلاگ های حزب اللهی به چشم می خورد.

ساپورت + حجاب

هزار و یک دلیل برای یک انتخاب

اما چرا دختران ایرانی ساپورت(جوراب‌شلواری) می‌پوشند. انگیزه‌ها و پاسخ‌ها کاملا متفاوت است.

توضیح می‌دهد:«اکنون در بازار برندهای ترکیه‌ای و چینی به وفور به چشم می‌خورند. قیمت‌ها به شدت متنوع است، از هفت هزار تا 60 هزار تومان. ساپورت‌هایی که طراحی دارند و رنگی هستند، قیمت بیش‌تری هم ممکن است داشته باشند. با افزایش گرایش دختران ایرانی به پوشیدن ساپورت، تولیدکنندگان داخلی هم به فکر تولید افتاده‌اند و در بازار تهران به‌ویژه پله نوروزخان، انواع تولیدات داخلی با قیمت شش‌هزار تومان به فروش می‌رسند.»

 از او می‌پرسم تا حالا تذکر گرفته‌ای؟ می‌گوید:«گیر گشت ارشاد نیفتاده‌ام ولی در نشست‌های خبری مانع از ورودم می‌شوند، به‌ویژه اگر ساپورت رنگی بپوشم.»

مهسا، دختر 29 ساله ساکن تهران، همیشه ساپورت می‌پوشد. می‌گوید:«خیلی راحت هستم، به‌ویژه وقتی می‌خواهم رانندگی کنم.» او یک بار در اصفهان به دام گشت ارشاد افتاده‌است. او را به مرکز پلیس می‌برند و از دوستانش می‌خواهند به خانه بروند و شلوار گشاد بیاورند. مهسا موفق می‌شود با تظاهر به داشتن بیماری قلبی، خودش را از دست گشت ارشاد نجات دهد ولی این تجربه سبب نشده که ساپورت پوشیدن را کنار بگذارد. مهسا دلگیر است که در ماه‌های اخیر جنس‌های چینی، بازار ساپورت را هم خراب کرده‌اند. می‌گوید جنس ترک خیلی بهتر است و به‌ویژه دختران و زنانی که‌از ترکیه لباس می‌آورند، ساپورت‌های خوب و خوشگلی ارایه می‌دهند و او هم ترجیح می‌دهد از مزون‌های خانگی ساپورت بخرد.

فرزانه،25 سال دارد و در رشت زندگی می‌کند: «ساپورت می‌پوشم چون از پوشیدن شلوار خسته شده‌ام و از این‌که می‌توانم، هرچند نصفه و نیمه ‌از قاعده کلی پوشش در جمهوری اسلامی خارج بشم کنم، خرسندم.» او می‌گوید تاکنون موفق شده ‌از دست گشت ارشاد فرار کند. یک چادر هم همیشه برای روز مبادا در کیفش دارد تا بتواند در زمان‌های اضطراری از آن استفاده کند.

 فرزانه خیلی خوشحال است که‌انواع ساپورت‌های رنگی و طرح‌دار مد شده و می‌گوید پیش از این همه ساپورت‌ها مشکی، سرمه‌ای و یا طوسی بودند و او باید مدت‌ها وقت می‌گذاشت تا یک ساپورت رنگی پیدا کند، ولی اکنون با دنیایی از طرح و رنگ روبه‌رو شده و حق انتخاب دارد. به گفته او، تنوع و فراوانی ساپورت در بازار هم اثر گذاشته و قیمت‌ها را تعدیل کرده و این به نفع مصرف کننده ‌است. نوش آفرین، 28 ساله ساکن اصفهان در گفتوگو با «ایران وایر»، به جنبه‌های دیگری از دلایل ساپورت پوشیدن دختران ایرانی اشاره می‌کند. می‌گوید:«وقتی مانتوی گشاد می‌پوشیم، نمی‌شود شلوار گشاد هم پوشید، باید این‌ها با هم "ست" شوند.» او که متاهل است، می‌گوید همسر و اعضای خانواده‌اش با پوشیدن ساپورت مشکلی ندارند: «همسرم بارها گفته که دوست دارد من زیباتر به نظر بیایم و خوش‌تیپ باشم.»

سمیه، دختر 26 ساله ‌از شیراز هم بخشی از نظرات نوش آفرین درباره ست کردن لباس‌ها را تایید می‌کند، اما توضیح می‌دهد که‌اساسا چنین پوششی در مناطق جنوبی ایران به صورت سنتی همیشه رواج داشته است. زنان لباس‌های گشاد دارند و شلوارهای تنگ که گاه گلدوزی هم شده‌اند، می‌پوشند. با این وجود سمیه‌از دخترانی که تنها به جنبه‌های جنسی ساپورت پوشیدن توجه‌کنند، انتقاد می‌کند. می‌گوید:«برخی تنها برای این‌که به پسران نشان بدهند اندام سکسی‌تری دارند، ساپورت می‌پوشند.»

اضافه می‌کند:«در جزیره کیش هم گشت ارشاد به ساپورت پوشیدن حساس شده و گیر می‌دهند، اما دختران و به ویژه مسافران اهمیتی نمی‌دهند.» او خودش دلیل دیگری برای ساپورت نپوشیدن دارد:«در گرمای کیش ممکن است لباس‌هایی که خیلی تنگ و چسبان باشند، سبب حساسیت‌های پوستی شود و به همین خاطر، ترجیح می‌دهد شلوارهای گشاد بپوشد.»

 سمیه، 26 ساله که در تهران زندگی می‌کند هم به ‌»ایران‌وایر» می‌گوید:«تنها در میهمانی‌ها ساپورت می‌پوشم. در واقع از ساپورت به عنوان مکمل دامن استفاده‌ می‌کنم. در خیابان چون خیلی پسرها به ساپورت‌ها دقیق می‌شوند، نمی‌پوشم.» اما ساپورت پوشیدن تنها برای دختران مدرن نیست. واکاوی پرسش و پاسخ‌های سایت‌های مذهبی وابسته به حوزه علمیه قم نشان می‌دهند که دختران مذهبی هم چنین از پوشیدن ساپورت بدشان نمی‌آید و خانواده‌هایشان نیز مخالفتی ندارند. دختری از یکی از سایت‌های پاسخ‌گویی مسایل مذهبی پرسیده‌است:«یکی دو هفته ‌است که ‌از ساپورت به جای شلوار در بیرون از خانه ‌استفاده می‌‌کنم، همسرم با این کار مخالف نیست و می‌گوید که پوشش به حساب می‌آید. می‌خواستم بپرسم آیا پوشیدن ساپورت و مانتوهای جدیدی که بدن نما و تا بالای باسن هستند، در بیرون از خانه‌اشکالی دارد؟» پاسخ سایت‌های مذهبی در این موارد روشن است و با بازگشت به رساله مراجع تقلید شیعه می‌نویسند:«پوششی که محرک شهوت باشد و جلب توجه نامحرم کند یا مفسده داشته باشد و زمینه ساز گناه باشد، در برابر نامحرم جایز نیست. مانتویی که بدن‌نما باشد، اگر منظور این است که‌ اندام مشخص باشد، در برابر نامحرم حرام است.»

واکنش‌های اصول‌گرایانه

با وجود نظرهای متنوع و متفاوت دختران و زنان ایرانی درباره پوشیدن ساپورت، واکنش وبلاگ‌نویس‌ها و سایت‌های مذهبی و اصول‌گرای ایرانی یکسان است. مهران موزون، وبلاگ نویس حزب اللهی در وبلاگش در گزارشی دقیق در این باره نوشته‌است: «... از زمستان 1391 برخی زنان خیابانی تهران در حرکتی کاملا مشکوک و سیستماتیک اقدام به پوشیدن جوراب شلواری‌هایی کرده‌اند که منظره بدن‌نمای از زانو به پایین این پوشش‌ها قدری عجیب است ... بهار 1392 از راه رسید و چشم مردم تهران منور به کوتاه‌تر شدن مانتوهایی شد که زیر آن هیچ برتن صاحبش نبود جز جوراب شلواری‌های سابق (که حالا نام ساپورت به خود گرفته بودند) و آرام آرام با حرکتی خزشی، این ساپورت‌ها نه تنها آفتاب بیش‌تری به خود می‌دیدند بلکه رنگ‌ها و نقوش بیش‌تری را بر اندام باربی‌های تهرانی تجربه می‌کردند. گاهی یک ساپورت «رنگ پا» بیننده را به ‌اشتباه می‌انداخت که نکند تنها یک پیراهن بر تن فلان زن است و دیگر هیچ! پس از اعلام نتایج انتخابات خرداد 92، آمار ساپورت‌هایی که صاحبان‌شان مانتوها را نیز به کناری نهاده و پیراهنی کِشی و چسبان را روی ساپورت‌ها برتن می‌کردند شیب تندی به خود گرفت. حالا این روزها ساپورت‌های رنگارنگ در حال فتح خیابان‌های تهران است. اکنون به وفور دختران و زنانی در سطح شهر تهران دیده می‌‌شوند که پیراهنی کشی و مجلسی را (که هیچ ربط و شباهتی به مانتو ندارد و تنها پیراهنی است که تا نیمی از نشیمن‌گاه ‌امتداد دارد) بر تن داشته و پوشش تمامی‌نیم‌تنه تحتانی بدن را برعهده ساپورت نازک و گاه رنگ بدن خویش گذاشته‌اند ... بعید نیست در آینده نه چندان دور که جدول متقاطع کلمات را بر روی برجستگی بدن زنان و دختران ایرانی در فضاهای عمومی‌ شاهد باشیم.»

سایت اصول‌گرای «فاطرنیوز» هم در گزارشی به‌این موضوع پرداخته و نوشته‌است:«امسال هم مد پوشش خانم‌ها تغییر کرده‌است. پوشیدن ساق‌شلواری (ساپورت) به جای شلوار، یعنی دیگر شلوار جین تنگ هم نه! ساق‌شلواری! و بدون تردید در یکی دو سال آینده‌ این هم کنار می‌رود.»

پايگاه خبري «حاميان ولايت» هم از دیگر رسانه‌هایی است که به ساپورت پوشیدن توجه کرده‌است: «به خدا قسم که ‌اشک در چشمان هر مسلمان با غیرتی خشک می‌شود و به زبان حال می‌گوید آیا این لباس شرم‌آور شایسته بانوان پاک‌دامن ایران اسلامی‌آست؟ در این میان چیزی که قلب را به درد می‌آورد و جریحه‌دار می‌کند، شدت استقبال بسیاری از زنان مسلمان از این لباس‌های زشت است و این‌که‌ آن‌ها در مقابل محارم خود و زنان دیگر به پوشیدن این لباس‌ها افتخار می‌کنند!»

نویسنده‌ این گزارش، طراحان چنین لباس‌هایی را «مرتبط با سازمان‌های جاسوسی دشمن و عناصر ضد انقلاب» معرفی و  هدف‌ آن‌ها را حمله به چادر اعلام کرده‌است.  سایت اصول‌گرای «ندای انقلاب» هم به دختران ساپورت‌پوش هشدار داده‌است:«آیا این خانم‌های به‌ اصطلاح مدپوش تاکنون صفحه‌های جراید را ورق نزده‌اند و حوادث تلخ را نخوانده‌اند که به‌دلیل کنترل نکردن غرایض، چگونه رقم خورده‌است؟ مردانی که تنها به خاطر ظاهر یک خانم، وی را دزدیده‌اند، چندین بار مورد تجاوز قرار داده‌اند و در آخر جنازه سوخته وی را در گوشه‌ای از بیابان‌های شهر رها کرده‌اند؟»

سایت «تهران‌پرس» اما به مسوولان فرهنگی ایران هشدار داده‌است که « اگر سست بجنبید، آثار بی‌تدبیری شما در بسترسازی مناسب و برخورد به موقع با این معضل در‌آینده گریبان‌گیر شما هم خواهد شد و باید متاسفانه‌این هشدار را بدهیم که در صورت بی‌توجهی به حل این مشکل، "طرح اندلسی" یک بار دیگر پیروز و به ثمر خواهد نشست.»

راهکار چیست و آیا نیازی به راهکار هست؟

متهم دیگر ماجرا در رسانه‌های اصول‌گرا، شبکه‌های اجتماعی مجازی اعلام شده ‌است. به نوشته نویسنده وبلاگ «معبرسایبری»، «ترویج این بی‌بندوباری در شبکه‌های مجازی بسیار قوت گرفته ‌است تا جایی که صفحه‌ها و گروه‌هایی در حمایت از این نوع پوشش ساخته شده ‌که با استقبال بسیار زیادی روبه‌رو شده‌اند.  در بیش‌تر این صفحه‌ها با مشکل جدی‌تری روبه‌رو شدیم. در اقدامی جدید، گروهی با دوربین تلفن همراه خود از ساپورت‌پوشانی که زننده‌ترین نوع پوشش را دارند در خیابان‌ها عکس گرفته و در این صفحه‌ها انتشار می‌دهند و از سایر هم گروهی‌های خود درخواست دارند تا به تحریک کننده‌ترین پوشش امتیاز بدهند.»

اما بررسی محتوایی رسانه‌های مذهبی و اصول‌گرا نشان می‌دهد بیش‌تر این رسانه‌ها خواستار آن شده‌اند که فروش ساپورت در ایران ممنوع شود، سایت‌ها و وبلاگ‌هایی که تبلیغ ساپورت می‌کنند فیلتر شوند، فیلم‌ها و سریال‌های خارجی که زنان ساپورت‌پوش دارند به هیچ روی نمایش داده نشوند و گشت ارشاد با کسانی که ساپورت می‌پوشند برخورد جدی‌تری کند. آن‌ها پیشنهاد هم داده‌اند که دانشگاه‌ها و اداره‌ها از راه دادن دختران و زنانی که ساپورت پوشیده‌اند، خودداری کنند.

جدال‌های مجازی

در روزهای اخیر موج تازه‌ای از جدال‌ها درباره ساپورت پوشیدن راه ‌افتاده ‌است. هواداران ساپورت‌پوش‌ها، صفحه‌ای در فیس‌بوک دارند و با حرارت تمام به ترویج و تبلیغ ساپورت پوشیدن مشغول هستند. این صفحه فیس‌بوکی با استقبال بسیاری از سوی دختران و پسران ایرانی روبه‌رو شده‌ است. از سوی دیگر، گروهی از مخالفان ساپورت پوشیدن هم صفحه‌ای با عنوان «من از ساپورت منتفر هستم» راه‌اندازی کرده‌اند. آن‌ها نوشته‌اند که «ساپورت در واقع از س+الف+پورت تشکیل شده‌است که‌اشاره دارد به کلمه‌های سکس + آزاد + پورت. ساپورت در حقیقت به معنی دروازه‌ آزاد سکس است و بنیان خانواده را هدف قرار داده‌است.»

به عقیده گردانندگان این صفحه فیس بوکی، «ساپورت پروژه‌ای است که وضعی که هم‌اکنون ما شاهد آن هستیم تنها مرحله ‌اول این پروژه وحشتناک برای برهنه کردن زنان ایرانی و عادی نشان دادن آن در چشم مسولان است.»

 اما در حاشیه‌این واکنش‌های منفی، باید به بازار داغ خرید و فروش اینترنتی ساپورت هم اشاره کرد. انبوهی از سایت‌های فارسی‌زبان، این روزها مشغول تبلیغ ساپورت‌های رنگی، طرح‌دار و با جنس خوب هستند و به مشتریان خود هشدار می‌دهند که فریب جنس‌های چینی را نخورند. حزب‌اللهی‌ها هم به دختران ایرانی هشدار می‌دهند که فریب آمریکایی‌ها را نخورید. دختران ایرانی هم واکنش نشان می‌دهند که ما فریب حرف‌های دروغ شما را نمی‌خوریم. معلوم نیست چه کسی فریب می‌دهد و چه کسی فریب می‌خورد. فعلا ساپورت خوب پوشیده، دیده و پسندیده می‌‌شود.